قدر زر،زرگر شناسد
چند روز پیش خبری مبنی بر شرکت اعضای ارکستر پارسیان در کارگاه 10 روزه علی رهبری که در کشور ترکیه برگزار شد،به روی سایت های منتشر شد.
به یقین یادآوری ماجرای آمدن علی رهبری به ایران در سال 84 و اجرای سمفونی 9 بتهوون روزهای تلخ و شیرین گذشته را برای ما زنده می کند و اینکه چرا مدیران بی تدبیر این دیار قدر نمی شناسند!شاید هم توقع زیادی است و باید بپذیریم که قدر زر زرگر شناسد و ٰقدر گوهر ٰگوهری......

آمدن علی رهبری به ایران در چهار سال گذشته برای علاقه مندان به موسیقی روزهای خوبی را رقم زد اما این روزهای خوب دیری نپایید وعلی رهبری مجبور شد سرزمین مادری خود را ترک کند.
به گفته رهبری، مهمترین مشکل ، حقوق نوازنده هاست. نوازنده با آن حقوق پایین، به طور جدی در کارش حاضر نمی شود. یا نمی آید و یا یک روز پیش از کنسرت می آید. اینها همه به هم ارتباط دارند.
در خاورمیانه، به جز اسراییل، ایران تنها کشوری است که در موسیقی سطحی چنین بالا دارد. در اسراییل هم نوازندگان از کشورهای دیگر آمده اند ولی در ایران، نوازندگان همه ایرانی هستند. ایران از این بابت درجه یک است ولی دارد با نصف قدرت پیش می رود. حیف است.
اما اکنون علی رهبری چه می کند؟ وی مثل همیشه پرکار است و جالب است همسایه ترک زبان ما قدر الکساندر ما را بهتر از ما می دانند و او را هشت بار در طور سال برای تمرین و برگزاری کارگاه با ارکستر سمفونیک استانبول دعوت می کنند و جوانان این دیار باید فرسنگ ها راه و هزینه گزاف برای حضور در این کارگاهها طی کنند.اینجا باید گفت وای بر ما....
شاید اینجا بد نباشد به ترک ناگهانی ایران در اوج فعالیت رهبری ، در اواخر سال 1356 اشاره کنیم.علی رهبری این قضیه به سیستم، مردم و حکومت مرتبط نمی داند و می گوید :. در آن زمان بر خلاف حالا پول زیادی خرج می شد ولی جنبه نمایشی داشت. مثلاً من در آن زمان برای بچه های هنرستان موسیقی که وضعیت مالی مناسبی نداشتند خوابگاه گرفته بودم. ممکن بود برای یک هنرجو 50 دلار نیاز باشد ولی پنجاه هزار دلار خرج دعوت از یک رهبر یا تکنواز معروف می شد. من مخالف این کار بودم. سه سال هم مبارزه کردم ولی در نهایت متوجه شدم که «یک نفری» فایده ای ندارد.