نت ها سکوت وسیاه ارکستر ملی ایران
شاید اگر یک شرکت تولید کننده ماشین درکشور ما یک ماه از سال به تولید خودرو نپردازد؛مطبوعات و مسئولان دنیا را زیر و رو می کردند و دنبال چرایی آن می گشتند.اما در همین مملکت اگریک فعالیت هنری که از سابقه ای بس طولانی تر برخوردار است به یکباره برای مدت یکسال تعطیل شود کمتر ذهن دغدغه مندی به دنبال علت آن می گردد.این اتفاق هم اکنون برای ارکسترملی به عنوان بزرگترین ارکستر ایران زمین رخ داده است و این ارکستر 9 ماه در تعطیلی کامل به سر می برد و کمتر کسی به دنبال چند وچون آن گشته است.برای این تعطیلی دلایل مختلف از جمله رکود و تکراری شدن برنامه های ارکستر در مقایسه با خرج هنگفت آن،حوادث پس از انتخابات ،احساس مالکیت و پدرخواندگی رهبر ارکستر،انتقال این ارکستر از انجمن موسیقی به بنیاد رودکی،بیماری فرهاد فخرالدینی و غیره عنوان شده است. اکنون هم اعضای این ارکستر ما از خرداد ماه تا کنون هیچ گونه دستمزدی دریافت نکرده اند و جالب تر اینکه بعد از 10- 11 سال حضور مستمر در ارکستر ملی هیچ یک از اعضا هنوز بیمه نشده اند و این موضوع را به صراحت مدیرعامل بنیاد رودکی نیز با صراحت این موضوع را در مصاحبه ای مطبوعاتی بیان کرد. هر چند به ظاهر کسی از تعطیلی دائم تنها ارکستر ملی حرفی نمی زند و در صورت انعکاس چنین خبری مسئولان در تلاش برای تکذیب آن برمی آیند اما آنچه از شواهد بر می آید به سمت نابودی و بیکار شدن صدها نوانده سوق داده می شود و شاید ترس از جنجال مطبوعاتی خبر منحل شدن این ارکستر را به تعویق انداخته است.البته بعضی از مسئولان هر از گاهی خبر فعالیت دوباره این ارکستر را مطرح می کنند اما هنوز خبری از تمرین ارکستر ملی یا اجرایی تا پایان سال نیست .

ماجرای آن استعفا و این واگذاری
آن روز هیچ مسئولی پاسخگو نبود و همه راههای ارتبارطی به تلفن فخرالدینی ختم می شد و او در جوابی کوتاه گفته بود:" دیگر تمایلی به ادامه همکاری با ارکستر ملی و رهبری این مجموعه ندارم و در حال حاضر ترجیح می دهم سکوت کنم و بهتر است دلایل این امر را از دکتر خبری رئیس مرکز موسیقی وزارت ارشاد پیگیری کنید."
این خبر در حالی منتشر شد که کنسرت ارکستر ملی نیز که قرار بود در روزهای 28 تا 30 خرداد در تالار وحدت برگزار شود نیز از سوی فرهاد فخرالدینی به تعویق افتاد.انتقال ارکستر موسیقی ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی از دفتر موسیقی ارشاد به بنیاد رودکی بازتاب های متفاوت و گاه متناقضی رادر پی داشت؛آن زمان که خبر کناره گیری فرهاد فخرالدینی دریکی خبرگزاری ها منتشر شد بلافاصله روابط عمومی معاونت هنری ارشاد در جوابیه ای که برای همه رسانه ها ارسال کرد ضمن تکذیب این کناره گیری خبر داد که ارکستر موسیقی ملی از انجمن موسیقی به بنیاد رودکی منتقل شده است ولی این دو کماکان زیر نظر معاونت هنری و تحت حمایت وزارت ارشاد قرار دارند.
در همان جوابیه و خبر،معاونت هنری یکی از دلایل این نقل و انتقال را حجم بالای کاری انجمن موسیقی و برنامه ریزی برای اجرای کنسرت ارکستر ملی در شهرستانها برشمرد؛ یکی دیگر از مواردی که در نامه روابط عمومی دفتر موسیقی وجود داشت درباره دلایل این واگذاری است که یکی از آنها مشغله بالای کاری انجمن موسیقی عنوان شده است که بیشتر به یک شوخی می ماند تا اصل ماجرا. یکی دیگر از این دلایل گسترش فعالیتهای استانی است که این یکی هم کم توجهی و گاف آشکار این دفتر را می رساند؛چرا که انجمن موسیقی در تمامی استانها شعبه دارد و بنیاد رودکی فقط در تهران مستقر است .
متعاقب این موضوع، مدیرعامل انجمن موسیقی عصر همان روز در یک گفتگوی زنده با اظهار بی خبری از کناره گیری استاد فخرالدینی در باره این انتقال و در پاسخ به خبرنگار رادیو گفت که ابتدا قرار بود این ارکستر به انجمن موسیقی منتقل شود ولی بعدا چنین تصمیم گرفتند که به بنیاد رودکی منتقل شود.
تصمیم یک شبه و راهی پر سنگلاخ
همچنین دکترخبری به عنوان رئیس مرکز موسیقی دریک نشست مطبوعاتی همه اتفاقات رخ داده برای ارکسترملی را ناشی از یک جریان فرهنگی دانست و معتقد است که این تصمیمات یک شبه رخ نداده است.
به گفته مدیر مرکز موسیقی، واگذاری ارکستر ملی به بنیاد رودکی منجر به گسترش و رشد موسیقی ایران می شود؛ ارکستر ملی نیز در همین راستا دارای پتانسیل ها و ظرفیت های بسیاری است که باید اینها را به خوبی شناسایی و در تهران، شهرستان ها و در خارج از کشور استفاده شود. ما باید این ظرفیت های فرهنگ و هنر خودی را که در ارکستر ملی وجود دارد گسترش دهیم و من امیدوارم این تغییرات نتایج خوبی داشته باشد.
این مقام مسئول حتی پا را فراتر می گذارد و اذعان می دارد که در صورت موفق بودن واگذاری ارکستر ملی به بنیاد رودکی سایر ارکسترهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد نیز واگذار خواهد شد.
به گفته خبری، ارکستر ملی زیر نظر شورایی که توسط بنیاد رودکی مشخص شده اداره می شود ونقش مرکز موسیقی با توجه به اهداف و سیاست ها، تنها نقش نظارت خواهد بود. خبری همچنین گفت: ما نباید مردم را از تولید آثار بیشتر محروم کنیم به همین منظور می بایست سرمایه گذاری را برای این موضوع بیشتر کنیم. دفتر موسیقی همچنین امیدوار است هنرمندان با حفظ جایگاه هنری خود، در زمینه اقتصادی نیز مسائل خود را بتوانند تامین کنند.
به هر حال علی اصغر امیرنیا به عنوان مدیر عامل بنیاد رودکی و به عبارتی مدیری که قرار بود از این پس نظارت عالی بر فعالیت ارکستر موسیقی ملی داشته باشد سخنان قابل توجه عنوان کرد که مهمترین آن تغییر بنیادی در فرم ارکستر ملی بود.این مقام مسئول همچنین درباره انتقال ارکستر ملی گفت: طبق اصل 44 که در قانون اساسی دیده شده است و به دلیل عموم و غیر دولتی بودن بنیاد فرهنگی هنری رودکی ،از سال گذشته تصمیم بر این شد که ارکستر ملی به بنیاد رودکی واگذار شود.
البته بحث خصوصی سازی در نگاه کلی و ساده میتواند منجر به تنوع برنامه شود اما باید مد نظر داشت که این امر با داشتن جیب پر امکان پذیر است و به طور کی ویژگی کار فرهنگی در جامعه ما این است که درآمد زا نیست. همچنین در هیچ کجای دنیا ارکستر سمفونیک رسمی کشورها خصوصی نیستند و عموما ارکسترهای بزرگ پرطرفدارشان هم دولتی هستند زیرا وقتی ارکستر یک کشور سرود ملی و قطعات آهنگسازان بزرگ کشورشان را درعرصه های بین المللی به خوبی اجرا می کند دولتمردان به غرور ملی و فرهنگ ملتشان می بالند و با صلابت بیشتری در دیپلماسی کشورشان حرکت می کنند . ولی در کشور عزیزمان ایران که همه معتقدیم سرآمد فرهنگ و تمدن در بین دیگر کشورهاست خصوصی سازی ابتدا در بخش فرهنگ و هنر مورد توجه قرار می گیرد و بعد در بنگاههای اقتصادی آن هم در شرایطی که هنوز بنگاههای اقتصادی و سود ده بسیاری در اختیار دولت قرار دارند.
به هر حال مدیر بنیاد رودکی با تاکید بر این موضوع که بنیاد رودکی هیچ شخصی را به جای فخرالدینی انتخاب نکرده و گزینه اول انتخاب ایشان است اما در صورت عدم همکاری این هنرمند ما به گزینه های دیگر فکر خواهیم کرد؛البته خود فخرالدینی معتقد است با کهولت سنی که دارد به عنوان رهبر میهمان می تواند حضور داشته باشد اما باید یک رهبر جوان انتخاب شود تا کارها را بر عهده بگیرد.
یکی از دغدغه هایی که از سوی برخی اهالی موسیقی برای انتقال ارکستر ملی از دفتر موسیقی وزارت ارشاد به بنیاد رودکی مطرح می شود به بحث بیمه و سایر حق و حقوق اعضای قدیمی ارکستر باز می گشت؛ به طوری که پیرنیاکان در مصاحبه ای گفته بود که بنیاد رودکی یک بنیاد نیمه دولتی است و اگر ارکستر ملی به این مرکز واگذار شود نوازندگانی که 11 سال در آن به فعالیت پرداخته اند از نظر برخی موارد حقوقی دچار مشکل خواهند شد.
تصمیمات شتابزده و دل آزردگی هنرمندان
این دغدغه در حالی مطرح می شد که مدیر عامل بنیاد رودکی با صراحت تمام اعلام کرد که اعضای ارکستر ملی بیمه نبودند و به صورت نیروی پروژه ای با این ارکستر همکاری می کردند.وی همچنین اظهار داشت که شریط کار نوزاندگان ارکستر ملی به مانند کارکنان وزارت ارشاد نبوده است.این افراد کسانی بودند که چند جا کار می کردند و ارکستر ملی یکی از این جاها بوده است. اعضای ارکستر ملی هفته ای دو روز تمرین می کردند و سالانه 12 اجرا داشتند؛ یعنی 12 روز در سال برنامه اجرا می کردند.
کیوان ساکت به عنوان نوازنده تار و سولیست ارکستر ملی با تاکید بر این موضوع که حیات و ممات این ارکستر به دلیل پیوند عاطفی فخرالدینی با اعضای گروه بدون حضور این هنرمند ممکن نخواهد بود،خاطرنشان کرد:برخی از تصمیمات متولیان ارکستر ملی شتاب زده و با عجله بوده و آزردگی هنرمندان را منجر شده است. وی با اشاره به صحبت های امیرنیا ،اجرای 12 برنامه در سال را آرمانی و غیرممکن می داند و می گوید: اجرای 12 برنامه مختلف یا بیشترتوسط ارکستر ملی در طول یک سال که احتمالا 160 آهنگ مختلف را باید در بر بگیرد به طورعملی غیر ممکن به نظر می رسد. همان طور که می دانید برگزاری کنسرت در چند ماه از سال که مصادف با ماه های رمضان، محرم، صفر، ایام وفات و سوگواری و یا 15 روز قبل و بعد نوروز می شود امکان ندارد؛ این در حالی است که ارکستر ملی نیز تنها دو بار در هفته تمرین می کند و اگر قرار باشد در مدت زمان باقی مانده سال این حجم از برنامه ها اجرا شود هیچ گروهی با هیچ رهبری تونایی انجام آن را نخواهد داشت.
فاضل جمشیدی نیزبه عنوان خواننده ای که قبلا با ارکستر ملی به صحنه رفته است نیز شرایط حال حاضر را به نفع ارکستر ملی نمی داند و معتقد است که با واگذاری این اکستر به بنیاد رودکی ،ارکستر ملی دچار مشکلات مالی خواهد.
مشکل اصلی ارکستر موسیقی ملی ایران نداشتن بخش اداری اجرایی قوی برای برنامه ریزی و حل مسائل پیرامونی آن است و اساسا هر ارکستری باید بخش اداری اجرای اش از سه قسمت بازاریابی، تبلیغات و مسئول برنامه ریزی برخوردار باشد تا رهبرارکستر بتواند تنها به مسائل فنی گروهش بپردازد نه اینکه شخصا تمام مشکلات ارکستر را حل کند. متاسفانه چنین ساختاری پیرامون ارکستر ملی وجود ندارد و همین موضوع باعث بروز مشکلاتی شده که در حال حاضر شاهد آن هستیم.
آفرینش و خلاقیت دستوری
در میان همه هنرمندان پیمان سلطانی بسیار شفاف و بدون تعارف اعلام می دارد که آفرینش و خلاقیت نمی تواند دستوری باشد؛به طور یقین ارکستر ملی با نام فرهاد فخرالدینی اعتبار یافته و اوست که به این ارکستر وجاهت تاریخی داده است. صدای ارکستر ملی صدای او و تمامی نوازندگان و روح ارکستر ملی نیز روح آنان است و در نتیجه فعالیت این ارکستر بدون حضور آقای فخرالدینی نوعی سهل انگاری هنری و فرهنگی است و واگذاری آن بدون توجه به نیازهای ارکستر وایجاد بسترهای مناسب اجحافی است که به نوازندگان و رهبر ارکستر روا داشته می شود.
وی در همین زمینه ادامه می دهد:در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی گروهی به نام ارکستر ملی فعالیت خود را آغاز کرد که در صدر آن آهنگساز و موسیقیدانی قرار گرفت.
رهبر ارکستر ملل آثار و دانش به دست آمده را از ارکستر ملی را نتیجه سالها تلاش و همت تک تک نوازنده گان و رهبر این ارکستر عنوان می کند و با تاکید بر این نکته که نمی توان با پرداخت هزینه های ارکستر روح و انرژی تک تک افراد این ارکستررا تصاحب کرد ،خاطرنشان می کند: نمی شود یک طرفه تصمیم گرفت که مثلا ارکستر منحل یا واگذار شود؛ چرا که موضوعاتی اینچنین همیشه مالامال از تندی و عتاب خواهد بود و ما باید بگوییم و بدانیم با همه وهنی که برایمان خواهد داشت نباید بگذاریم وفایمان مستور بماند و زیر حجاب گم شود.
رهبر ارکستر ملل در ادامه با اشاره به اینکه دفتر موسیقی به عنوان یک حامی مالی نتوانسته نقش کامل و موفقی برای این ارکستر ایفا کند،می افزاید: ارگانهای دولتی غالباً چهره ها و گروههای هنری را در چارچوب سیاستهای خود سامان می دهند و تصور می کنند در حوزه هنر پول و درآمد نمودار موفقیت سازمانی است حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.
پایانی ناخوش برای ارکستر ملی
در پایان این گزارش اگر بخواهیم نگاه کلی به اوضاع و شرایط ارکستر ملی بیندازیم،باید بگویم که ادامه این شرایط و اینکه 9 ماه ارکستر ملی به اجرای موسیقی نپرداخته است نه به صلاح ارکستر نه هنر موسیقی است؛چرا که با این اوضاع رهبری ارکستر مشخص نیست، تمرینات گروهی متوقف شده ونه تنها اعضا و نوازندگان ارکستر بلکه مسئولان و علاقمندان به این ارکستر نیز از آینده آن اطلاعی ندارند در چند صباحی دیگر خبر فروپاشی ارکستر ملی نیز مطرح می شود و تلاش 11 ساله هنرمندان این مرز و بوم به باد فنا می رود. همچنین آیا تصمیم مسئولانی که می خواهند هزینه های سرسام آور یک ارکستر بزرگ به یک بخش خصوصی یا نیمه دولتی واگذار کنند عاقلانه و منصفانه بوده است؟ مدیر بنیاد رودکی از تغییر شاکله ارکستر ملی گفته اند؛اما آیا خرده فرمایشاهای دولتی می توان به شاکله ای بهتر و مناسب تر از زمان کنونی دست یافت؟گفته اند باید فرهاد فخرالدینی کنار برود اما بد نیست بدانیم یکی از دلایل پیشرفت و دوام این ارکستر داشتن حس مالکیت فخرالدینی بود که ارکستر را با همفکری بعضی از هنرمندان بنام این سرزمین تاسیس و آن را مانند طفلی خرد پا پرورش داد و آن از گزند حوادث روزگار دور کرد تا روزی از دور بشیند و ثمره آن را ببیند نه اینکه هم اکنون شرط بقای ارکستر را در کنار گذاشتن فرد موسس آن بدانند!
منبع:مجله همشهری ماه

