جایی که در جا زدن خوب می فروشد
قسمت دوم :در گذشته موسیقیدانان ما به دنبال نو آوری بودند و همین موضوع سبب شده بود که روز به روز به پیشرفت برسیم؛البته همنشینی ها در آن زمان بیشتر بود و بسیاری از آثار ماندگار موسیقی ایرانی در پیوند عاطفی ترانه سرا ها ،آهنگسازان و نوازنده ها صورت می گرفته است که از این میان به دوستی عمیق بیژن ترقی،علی تجویدی و همایون خرم اشاره کرد.این در حالی است که جامعه اینترنتی ما این امکان را از همه گرفته است.
از طرف دیگر در زمان نیما یوشیج شعر نو شکل گرفت و بعد از آن مناسبت های اجتماعی – سیاسی و حتی تایخی با زبان شعر نو برای مردم روایت شد ؛در صورتی که با شعر قافیه دار زیاد نمی توان در حوزه مسائل اجتماعی وارد شد.اما موسیقی سنتی ما از این اصل دور ماند و هنر موسیقی چهره ای مانند نیما را به خود ندید تا آهنگی نو در انگیزد.
هم اکنون بسیاری از هنرمندان ادعای نو شدن آثارشان را دارند؛چرا که ترکیب بندی سازی یا شعر آنان جدید است اما مردم استقبال چندانی از این آثار نمی کنند؛دلایل آن جدا از اینکه هر اثری نویی در ابتدا با استقبال عمومی مواجه نمی شود را می توان به جهان بینی خود هنرمند مربوط دانست؛چرا که برای نو شدن باید جهان بینی شخص هنرمند نیز نو شود .
همچنین موسیقی به مانند نقاشی چون هنری تجریدی است و نمی تواند به خودی خود پیام آور مناسبت های اجتماعی باشد؛ در صورتی که با کلام همراه باشد می توان مفاهیم آن را درک کرد.
ذائقه مردم نیز در ادامه این روند تکراری نیز تاثیر بسزایی دارد.در سه دهه گذشته رسانه ملی تنها اقدام به پخش یک صدا کرده بود و هم اکنون مردم به همان یک صدا عادت کرده اند؛به گونه ای که هم اکنون مخاطب نه خواهان صداهای متفاوت هستند و نه می توانند آن را بپذیرند. به پیوست خواننده ها و آهنگسازان جوان نیز به دلیل نبود اسپانسر دنبال کاری می روند که مردم آن را بپسندند.
از طرف دیگر بی توجهی هنرمندان و گرایش مخاطبان به سمت موسیقی های غیر ایرانی سبب شده است که همه فقط از موسیقی سنتی صحبت کنند اما هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع این نوع موسیقی انجام ندهند.

