روند تکراری آلبوم های موسیقی(قسمت دوم)

جایی که در جا زدن خوب می فروشد

قسمت دوم :در گذشته موسیقیدانان ما به دنبال نو آوری بودند و همین موضوع سبب شده بود که روز به روز به پیشرفت برسیم؛البته همنشینی ها در آن زمان بیشتر بود و بسیاری از آثار ماندگار موسیقی ایرانی در پیوند عاطفی ترانه سرا ها ،آهنگسازان و نوازنده ها صورت می گرفته است که از این میان به دوستی عمیق بیژن ترقی،علی تجویدی و همایون خرم اشاره کرد.این در حالی است که جامعه اینترنتی ما این امکان را از همه گرفته است.

از طرف دیگر در زمان نیما یوشیج شعر نو شکل گرفت و بعد از آن مناسبت های اجتماعی – سیاسی و حتی تایخی با زبان شعر نو برای مردم روایت شد ؛در صورتی که با شعر قافیه دار زیاد نمی توان در حوزه مسائل اجتماعی وارد شد.اما موسیقی سنتی ما از این اصل دور ماند و هنر موسیقی چهره ای مانند نیما را به خود ندید تا آهنگی نو در انگیزد.

هم اکنون بسیاری از هنرمندان ادعای نو شدن آثارشان را دارند؛چرا که ترکیب بندی سازی یا شعر آنان جدید است اما مردم استقبال چندانی از این آثار نمی کنند؛دلایل آن جدا از اینکه هر اثری نویی در ابتدا با استقبال عمومی مواجه نمی شود را می توان به جهان بینی خود هنرمند مربوط دانست؛چرا که  برای نو شدن باید جهان بینی شخص هنرمند نیز نو شود .

همچنین موسیقی به مانند نقاشی چون هنری تجریدی است  و نمی تواند به خودی خود پیام آور مناسبت های اجتماعی باشد؛ در صورتی که با کلام همراه باشد می توان مفاهیم آن را درک کرد.

ذائقه مردم نیز در ادامه این روند تکراری نیز تاثیر بسزایی دارد.در سه دهه گذشته رسانه ملی تنها اقدام به پخش یک صدا کرده بود و هم اکنون مردم به همان یک صدا عادت کرده اند؛به گونه ای که هم اکنون مخاطب نه خواهان صداهای متفاوت هستند  و نه می توانند آن را بپذیرند. به پیوست خواننده ها و آهنگسازان جوان  نیز به دلیل نبود اسپانسر دنبال کاری می روند که مردم آن را بپسندند.

از طرف دیگر بی توجهی هنرمندان و گرایش مخاطبان به سمت موسیقی های غیر ایرانی سبب شده است که همه فقط از موسیقی سنتی صحبت کنند اما هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع این نوع موسیقی انجام ندهند.


تکراری شدن آلبوم های موسیقی

جایی درجا زدن خوب می فروشد


قسمت اول :تکراری  شدن آلبوم های موسیقی سنتی است موضوعی است که این روزها منتقدان و حتی خود هنرمندان را درگیری خود کرده است و بسیار از دوستان هنرمند با اینکه می دانند آثارشان نو نیست ولی برای بازنمادن از قافله  اقدام به انتشار آلبوم می کنند.متاسفانه این روند حتی دامن اساتید موسیقی ایرانی را نیز گرفته است و گویی ذوق استادمان نیز خشکیده است.

به اعتقاد بسیاری از منتقدان هیچ اثر نویی را در بازار موسیقی نمی بینیم و بیشتر آثار گذشتگان ما بازخوانی می شود که این به معنای در جا زدن در موسیقی سنتی است.

تکراری شدن موسیقی ایرانی را می توان در قالب چند مقوله بررسی کرد.مهمترین دلیل برای این روند نبود آهنگسازان خلاق است و اینکه در گذشته موسیقی سنتی ما به کمک موسیقیدان ها به جایگاه مطلوبی رسیده بود و آنها از تکرار پرهیز می کردند؛در صورتی که امروزه در موسیقی سنتی هیچ تجددی وجود ندارد و افراد استعداد هنری ندارند یا تلاشی برای شکوفایی آن نمی کنند.ناگفته نماند مهاجرت دسته جمعی بسیاری از هنرمندان به خارج از کشور نیز دراین روند  نیز تاثیر زیادی داشته است.

ادامه این مطلب در پست بعدی ...

 


خانه موسیقی

وقتی شهرداری آبروی موسیقی را تاراج می کند!

اموال خانه موسیقی روز گذشته توسط شهرداری تهران به خیابان  ریخته شد.این حرکت غیرفرهنگی در حالی انجام شد که  تیرماه سال جاری و طی پلمپ چند ساعته ساختمان شماره 2 خانه موسیقی بسته شد.در همان زمان ایازی ،معاون اجتماعي -فرهنگي شهرداري قول مساعد دادند و این ساختمان فک پلمپ شد.

سابقه تعطیلی و پلمپ ساختمان شماره دو  خانه موسیقی به تیرماه سال جاری برمی گردد که مدیر عامل خانه موسیقی در راه تبریز بود و قرار بود در این شهر به همراه گروه موسیقی شهنازی به صحنه رود .این پلمپ بدون اخطار به خانه موسیقی صورت گرفت ؛به گونه ای که مدیر عامل خانه موسیقی (مدیر عامل خانه موسیقی)عطای برگزاری کنسرت در تبریز را به لقایش بخشید و فوری برای ساماندهی امور به تهران بازگشت.

در همان تابستان یكي از مسوولان اين شهرداري در سخناني اظهار داشت كه اين واحد به همراه چند انجمن ديگر حدود 12 سال است به طور رايگان در اختيار مديران آنها قرار دارد اما شهرداري اكنون تصميم گرفته اين واحدها را پس بگيرد.

 در حالي كه آن اتفاق، براي ساعاتي، نگراني اهالي موسيقي و هنرمندان را موجب شده بود اما با پادرمياني مديرعامل خانه موسيقي و مذاكره او با مسوولان شهرداري، از اين ساختمان فك پلمب شد. نوربخش همان زمان درباره چگونگی برطرف شدن این موضوع اینگونه سخن گفت:مشكل پلمب ساختمان شماره دو حل شد. قرار است جلسه‌اي داشته باشيم تا تفاهم‌نامه‌اي در اين زمينه بين ما و شهرداري منعقد شود.

حال دوباره این مشکل به صورت حادتری نمایان شده است؛به گونه ای که اموال خانه موسیقی به راحتی توسط شهرداری به خیابان ریخته می شود.

حمیدرضا عاطفی ،مدیر اجرایی خانه موسیقی در این رابطه  به خبرنگار ما گفت:اوایل تابستان این مشکل برای خانه موسیقی پیش آمد اما با مساعدت های آقای قالیباف و دکتر ایازی این مشکل برطرف شد تا اینکه چهارشنبه یک اخطار مبنی بر تخلیه ساختمان برایمان آمد و با توجه به تعطیلات پنجشنبه و جمعه فرصتی هم برای تخلیه نداشتیم و امروز اموالمان به خیابان ریخته شد.

عاطفی با اشاره به اینکه اموال خانه موسیقی هم اکنون در چند وانت بار در انبار شهرداری است ،خاطرنشان کرد:با توجه به ملاقاتی که هم اکنون یعنی ساعت 18 در تاریخ 30 دی ماه با شهردار ناحیه یک منطقه 11 داشتیم ،ایشان قول مساعد داد که این مشکل تا پایان روز جاری یا نهایت تا فردا حل شود.

مدیر اجرایی خانه موسیقی شیطنت کارهای اینچنین را به مدیران پایین دستی نسبت داد و گفت:مجموعه شهرداری در کل حامی موسیقی است اما این قبیل اقدامات زیر سر مدیران پایین دستی است.

صحبت های حمیدرضا عاطفی درباره حمایت شهرداری از خانه موسیقی در حالی است جشن خانه موسیقی مهرماه سالجااری توسط مسئولان برج میلاد لغو شد و این نهاد مجبور به برگزاری یک برنامه محقرانه شد.هرچند آن زمان مسئولان برج اعلام کردند که خانه موسیقی فقط تاریخ اعلام کرده است و مجوز لازم را در اختیار ندارد اما شواهد حاکی ازآن بود به دلیل تجلیل ازمحمدرضا شجریان ، برج میلاد را به خانه موسیقی ندادند.

محمدرضا درویشی

مصاحبه من در روزنامه آرمان با محمد رضا درویشی درباره بازخوانی تصانیف مربوط به عبدالقادر مراغی:

ما روایان قصه‌های رفته از یادیم....

 

محمدرضا درویشی یک موسیقیدان چند وجهی است؛ پژوهشگر موسیقی محلی ایران زمین است و کتاب دایره المعارف سازهای ایران را می‌نویسد. به کوره دهات سفر می‌کند و نوا‌ها و آواهای گمشده سرزمین آبا و اجدادیش را جمع آوری می‌کند. موسیقی فیلم می‌نویسید. خلاصه اگر بخواهیم سراغ درویشی را بگیرم حتما و حتما دارد بر روی پروژه‌ای کار می‌کند. به گفته خودش هنوز یک پروژه‌اش به اتمام نرسیده به پروژه بعد می‌پردازد. آثار دوریشی نیز سبک‌های مختلفی دارد؛ یک بار مانند تنظیم آلبومهای گنبد مینا، جان عشاق و «زمستان است» که بر دل و جان خستگان و مردم نفوذ می‌کند و بار دیگر چون قطعه «کلیدر» مورد بی‌لطفی قرار می‌گیرد. به هر حال هر زمان سراغ درویشی را می‌گیریم وی یا درگیر نوشتن اثر موسیقایی است و یا در حال تحقیق برای نوشتن کتاب. در این مصاحبه به اختصاص فقط می‌خواهیم درباره پروژه جدیداین هنرمند یعنی «بازخوانی تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی» از وی بپرسیم و دیگر پرسش‌هایمان را به زمان دیگر موکول می‌کنیم.


لینک مصاحبه

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3901.html


محمدرضا شجریان

شجریان:تلویزیون در حد  پوشال لای ظروف از موسیقی استفاده می کند!!!


آقای شجریان در تازه ترین گفت وگوی خود  به انتقاد از صداو سیما پرداخته است .

وی گفته است:اگر صدا وسیما دست من بود الان شما می دیدید که چه قدر خواننده وموزیسین های مختلف داشتیم .دیده اید لای ظروف چینی پوشال می گذارند؟اینها هم از موسیقی مثل پوشال لای برنامه ها استفاده می کنند.خرابی کار دراینجاست .اینجا اگر درست شد تمام استعدادها می توانند خودشان را نشان دهند.

گویی آقای شجریان یادشان رفته است که خود آن زمان که برای اولین بار بعد از انقلاب به تلویزیون دعوت شدند و خوانند نگفتند که اگر ساز نباشد و ساز را نشان ندهید من نمی خوانم....

به قول زنده یاد پرویز مشکاتیان:اگر اون روز شجریان با یک ساز سه تار به صدا و سیما می رفت و حاضر نمی شد بدون نشان دادن ساز بخواند الان وضعیت موسیقی در تلویزیون به این صورت نبود...........

مصاحبه با محمد منتشری

فقط اساتید آواز می توانند ردیف مهرتاش را بخوانند!!

محمد منتشری چندی است که ردیف های اسماعیل خان مهرتاش را منتشر کرده است .بسیاری از شاگردان مهرتاش مخالف انتشار این ردیف بودند و معتقدند منتشری  اثری استاندارد عرضه نکرده است و حتی بعضی خود می خواهند این ردیف ها را دوباره منتشر کنند...

اما منتشری در این زمینه می گوید:


اگر کسی پیدا شود که خوب بخواند و درست بخواند من که به نوبه خودم خوشحال می‌شوم اما آن شخص باید در حد و اندازه من باشد! و این‌که باید بدانیم آن شخص چند سال نزد استاد مهرتاش درس فرا گرفته است. با توجه به اینکه کلاس‌های آقای مهرتاش رایگان بوده است آیا با یک دوره شش‌ماهه یا دوساله می‌توان ردیف منتشر کرد؟؟ البته اگر این اشخاص هنرمندانی چون محمدرضاشجریان، عبدالوهاب شهیدی و یا جمال وفایی باشند اصلا مشکلی نیست.

لینک زیر اصل مصاحبه من با محمد منتشری است که در روزنامه آرمان چاپ شده است...

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3896.html


مجید درخشانی

مجید درخشانی:

آواز ما پا منقلی شده است!!

اینم بخش کوتاهی از صحبت های مجید درخشانی که در مصاحبه من حذف شد....

موسیقی پامنقلی در سال‌های ۵۲ تا ۵۴ با حضور هنرمندانی چون پایور و گروه‌هایی همچون عارف و شیدا تا حدودی برطرف شد اما در سال‌های اخیر این نوع موسیقی دوباره برگشته است.



و اگر قرار است آواز را با آن کیفیت ارائه بدهند همان بهتر که نخوانند. البته به صراحت باید بگویم که من ضدیتی با آواز ندارم اما در سال‌های اخیر شاهدیم که جایگاه موسیقی آوازی ما تنزل پیدا کرده است. چرا که آواز با مداحی ،  فراق خوانی‌های کوچه بازاری فرق می‌کند. همان گونه که می‌دانید اشعاری که در مراسم‌های سوگواری خوانده می‌شود برای بیان وقایع و رویدادهایی است که گریه‌آور است .
اما کجای شعر فارسی ما گریه آور است؟ همچنین از زمانی که ساز و آواز ما به محافل خصوصی و به اصطلاح پا منقلی راه یافت، حالتش عوض شد و در این میان موسیقی اصیل نابود شد.


مظفر شفیعی

لطفا کمی شفاف باشیم ........

اینکه می گن ما تکلیفون با خودمون معلوم نیست درست می گن....امروز مصاحبه من توی روزنامه آرمان با مظفر شفیعی (خواننده )چاپ شد بدون اینکه واقعیات توش منعکس بشه...همه مصاحبه قلع و قمع شد....

1- نظرشون درباره کارگاه آواز آقای شجریان این بود که باید زودتر تکلیف هنرجویان این کارگاه مشخص شود؛چرا که سال است هنرجویان  فقط آلبوم های آقای شجریان را دوره (تقلید) می کنند و در بعضی از موارد می بینیم که صدای هنرجویان به دلیل تغییر شیوه و تقلید صرف بدتر هم شده.....

2- پرسیدم که فکر نمی کنید آقای شجریان شاگردانش را محدود می کنه وبه خاطر همینه همه تو سن 50 سالگی دنبال انتشار آلبوم می افتند....گفت : نه!!! اما در عین حال شفعی گفت که  پرویز مشکاتیان  به من پیشنهاد کار داد،با آقای شجریان مشورت کردم .... استاد گفت: فعلا نرو!
3- گفت توی آزمون باربد در سال 50 که آقای شهرام ناظری هر روز تو مصاحبه اش به اینکه نفر اول شده افتخار می کنه...امتحانی در کار نبود و شب قبل از امتحان ناظری انتخاب شده بود و خاطره ای یادآوری کرد که استاد تاج به نشانه اعتراض وسط آزمون با شاگرانش پا شد و رفت.


علی قمصری


گفت‌و‌گو با علی قمصری به مناسبت بدرود با بدرود:
سریال ساز موسیقی نیستم!

  جوان است و جویا نام. پویا و خلاق. برعکس خیلی از بزرگان موسیقی که فقط نان اسمشان را می‌خورند، قمصری بسیار فعال و پرکار است و به قول بعضی از بزگان که فعالیت قمصری را تحسین می‌کنند در همین آزمون و خطا است که کارهای شاخص بیرون می‌آید.

کمتر از ۳۰ سال سن دارد و به اصلاح از جوانهای دهه ۶۰ است و تمام خصوصیات جوان‌های این دهه یعنی افسارگسیختگی، پویایی و جسارت را دارد. قمصری آهنگسازی تجربه گراست و کار‌هایش یک خط افقی در موسیقی را دنبال نمی‌کند. یک زمان در آلبوم «نقش خیال» از سازهای غربی استفاده می‌کند و زمانی دیگر در آلبوم «آب، نان، آواز» روح موسیقی ایرانی در کارش جریان دارد و زمانی دیگر در آلبوم جدیدش یعنی «بدرود با بدرود» یک چهره جدید از خودش معرفی می‌کند که به طور مستقیم از موسیقی اروپایی گرفته شده است. بی‌پرده سخن می‌گوید و اعتقاد دارد باید از نان به هم قرض دادن دست برداریم و آثار همدیگر را نقد کنیم. می‌گوید برای نو شدن در موسیقی ایرانی همه اجزا باید نو باشد؛ البته تاکید هم می‌کند که همه این اجزا باید هویت ایرانی خود را هم حفظ کند.

اصل مصاحبه را اینجا بخوانید

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3796.html


حمید متبسم


گفت و گو با حمید متبسم ،آهنگساز:

با لشکرکشی در موسیقی مخالفم!

 حمید متبسم کمی محافظه کار است و سعی می کند انتقاداتش را نسبت به همقطارانش را در لفافه بگوید. زندگی در اروپا تفکر حمیدمتبسم را نیز اروپایی کرده است و برای بر خلاف اغلب اتفاقات موسیقی که در ایران می افتد که به طور معمول معیار منطقی و آکادمیک ندارد،هر موضوعی باید روح منطقی و آکادمی وی را راضی کند.با این حال متبسم از رنگ آمیزی و صدای موسیقی ایرانی در کارهای خود غافل نبوده است .از مهمترین کارهای حمید متبسم که بعد از 20 سال هنوز در اذهان مردم باقی مانده اس می توان به "بوی نورز" وبامداد اشاره کرد.همچنین وی به تازگی اپرت سیمرغ را بر اساس داستان "زال و رودابه" اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی و برای سازهای ایرانی نوشته است که نوع از نظر ترکیب ساز،صدا دهی بی نظیر است.

اصل این گفت وگو در روزنامه آرمان چاپ شده است ولینک آن در سایت موسیقی ما....برای خواندن لینک زیر مراجعه کنید..

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3763.html





ارکستر ملی

اركستر ملي مان را به ما برگردانيد! 


بالاخره سكوت 2 ساله اركستر ملي شكست و شب گذشته اين اركستر به رهبري برديا كيارس با اجراي قطعاتي از آهنگسازان ايراني به صحنه رفت.

 اجراي اركستر ملي كه شب گذشته با حضور وزير فرهنگ، دبير جشنواره (حسن رياحي)، علي ترابي (سرپرست دفتر موسيقي) و تني چند از هنرمندان عرصه موسيقي آنچنان كه انتظار داشتيم پيش نرفت و حضور سازهاي ملي در آن كمرنگ بود و با اينكه در بروشور اركستر نام بيش از 16 نوازنده سازهاي ايراني به چشم ميخورد اما در اجراي زنده خبري از حضور آنها نبود.

ز ديگر نكات اركستر اين بود كه اين اجرا بدون حضور شوراي فني به صحنه رفت.بخش اول اين اجرا اختصاص داده شده بود به اجراي 2 اثر مشهور از 2 آهنگساز بزرگ ايراني يعني حسين دهلوي و حسين عليزاده.
    با نگاهي گذرا به كارنامه پربار عليزاده و دهلوي در مييابيم كه 2 اثر بيژن و منيژه (دهلوي) و نينوا (عليزاده) يكي از مشهورترين آثار اين 2 هنرمند به شمار ميآيد و درج اين 2 اثر در رپرتوار اركستر ملي جاي بس خوشحالي و خرسندي داشت اما انگار ماجرا چيز ديگر بود و آن هم به رخ كشيدن توانايي هاي اركستر ملي بود كه كاش براي اجراي اول چنين سنگ بزرگي برداشته نميشد؛ چرا كه اركستر در اجراي اين دو اثر و به ويژه در اجراي نينوا ناتوان بود. دليل آن اينكه اين اثر مانند آثاري نيست كه به فرض مثال اركستر سنفونيك تهران آن را انتخاب كرده و به دليل اينكه مردم تاكنون آنها را نشنيده اند، بتوان آن را با هر سمبل كاري به مردم خوراند.

اثر نينوا از جمله آثاري است كه مردم آن را بارها و بارها از صدا و سيما و در مراسمهاي مختلف شنيده اند و به طبع پس و پيش كردن يك نت از آن كاملاً مشهود است. همچنين اركستر در اجراي اين قطعه در بخش سازهاي بم يعني كنترباس و ويولنسل و همچنين سازهاي بادي (به ويژه سازهاي بادي- چوبي) توانايي هماهنگي با اركستر را نداشت.
    اما الحق و النصاف پاشاه هنجني (نوازنده ني) در اجراي سلوي ني خيلي خوب عمل كرد و اگر بخواهيم انصاف را بيشتر رعايت كنيم مي بينيم كه اجراي اين قطعه (نينوا) توسط اركستر ملي خيلي بهتر از اجراي اركستر فيلارمونيك اكراين كه 2 سال گذشته اين قطعه را به همراه قطعه كليدر از محمدرضا درويشي در تالار وزارت كشور بود.
با نگاهي گذرا به رپرتوار اركستر ملي به اين نكته ميرسيم كه همه قطعات غير از 2 قطعه از شوراي فني اركستر انتخاب شدهاند؛ كه 3 قطعه فقط و فقط از فردين خلعتبري بود كه بيشتر مردم آن را بعنوان آهنگساز فيلم و آهنسگاز موسيقي پاپ مي شناسند؛ همچنين اين روند همان مثلث گذشته كه در فيلم «مدار صفر درجه» بود را تداعي ميكرد كه با حضور محسن رجب پور بعنوان مدير اجرايي اركستر ملي تكميل شد.
  روند انتخاب اين آثار ما را ياد يكي از مهمترين انتقادهايي مي كرد كه در گذشته به فرهاد فخرالديني وارد بود و آن هم اينكه چرا وي اغلب قطعات را از خود انتخاب مي كند كه با نگاهي به رپرتوار اركستر ملي درمي يابيم كه انگار قرار است اين روند در تركيب جديد اركستر ملي تكرار شود؛ يعني رهبر اركستر از شاگردان شوراي فني باشد و قطعات هم از شوراي فني انتخاب شود.
    از ديگر نكات اينكه هرچند مقايسه رهبر جوان و 30 ساله اركستر ملي يعني برديا كيارس با فرهاد فخرالديني اصلاً كار درستي نيست اما براي كساني كه روند لطيف و خودماني رهبري فخرالديني را ديدهاند رهبري برديا كيارس براي اركستر ملي جالب به نظر نمي رسد؛ چرا كه فرم رهبريش بيشتر تداعي كننده رهبري در اركستر سنفونيك است.
 


کشمکش میان تهیه کنندگان موسیقی و مدیران برج میلاد

كشمكش در اجراهاي موسيقي صحنه‌اي در برج ميلاد بر سر تخفيف سالن؛

تخفيفي در كار هست يا نيست؟!

مديران برج ميلاد در تازه‌ترين اقدام فرهنگي خود تصميم گرفتند كنسرت‌هاي پاپ برگزار شده در اين برج را از 20 درصد تخفيف و كنسرت‌هاي سنتي برگزار شده در اين مكان را از 40 درصد تخفيف در ايام كاري هفته به جز روزهاي پنج‌شنبه و جمعه برخوردار كنند، اما هنوز امضاي اين سند خشك نشده كه برگزاركنندگان موسيقي از روند مالي برج ميلاد ابراز نارضايتي كرده و درعين حال كه اتخاذ آن را نوعي ترحم به موسيقي برداشت مي‌كنند، معتقدند مسئولان اين برج؛ تخفيف ارايه شده را در جاي ديگري به حساب خود واريز مي‌كند.

نمای درونی سالن برج میلاد

گران بودن هزينه‌هاي سالن‌هاي موسيقي در اين چند سال به فهرست مشكلات هنرمندان موسيقي اضافه شده است؛ به گونه‌اي كه اين هزينه‌هاي گزاف؛ كمر گروه‌هاي بزرگ را نيز خم كرده و جسارت به صحنه آمدن را از گروه‌هاي جوان و كوچك‌تر گرفته است.

برای خواندن مطلب مراجعه کنید...خبرگزاری ایلنا

قانون جديد پارسايي

 

مميز وزارت ارشاد روي مميز تالار وحدت!

نزديك به يك ماه از حضور پارسايي به عنوان مدير تالار وحدت مي‌ذرد كه صداي هنرمندان در آمده و اكنون قانون جديدي در اين تالار تصويب شده است كه موسيقيدان‌ها علاوه بر مجوز وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي بايد از تالار وحدت نيز مجوز اجرا بگيرند.

اين تصميم بنياد رودكي درحالي است كه اغلب هنرمندان از پروسه طولاني كسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد كه پروسه‌هاي مختلفي مانند مجوز سفر، موسيقي، گزينش نوازنده‌ها و گزينش حراست داد هنرمندان را در آورده است و منجر شده كه خيلي‌ها از آنها عطاي برگزاري كنسرت را به نمايش ببخشد.

تالار

اين در حالي است كه صادق موسوي، مدير تالار وحدت ضمن تاييد خبر كسب مجوز دوباره از تالار وحدت به خبرنگار موسيقي گفت: در تالار وحدت شوراي متشكل از محمد سرير، حميدرضا نوربخش، دكتر حقگو، دكتر حسن رياحي و بهنا تشكيل شده است كه وظيفه آنها بازبيني آثاري است كه قرار است در تلار وحدت اجرا شود.

صحبت‌هاي مدير تالار وحدت متناقص است چرا كه وي مي‌گويد ما قصد مميزي نداريم اما تالار وحدت براي خودشان و منزلتي دارد كه هر كس نبايد اجازه به صحنه آمدن در آن را داشته باشد.

وي با رد اين شبهه كه گويي تالار وحدت با اين كار، به مجوزهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اطمينان ندارد، خاطرنشان كرد: اين وزارتخانه مجوز مميزي به هنرمندان را مي‌دهد اما مجوز مكان اجرا را نمي‌دهد.

صحبت‌هاي موسوي در حالي است كه زمان درخواست مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد بايد مكان كنسرت نيز در آن ذكر شده باشد و معمولا چنين مجوزهايي از طرف اداره اماكن براي برقراري امنيت صادر مي‌شود.

اما صحبت‌هاي مدير تالار وحدت از قانون «مميز روي مميزي صحبت مي‌كند كه به زودي همه هنرمندان را سردرگم مي‌كند؛ چراكه اگر بحث كيفيت كار است چرا به گروهي كه سال‌هاي سال در اين تالار به صحنه رفته و جزو پيشكسوت‌هاي اين عرصه است بايد براي هر برنامه در تالار وحدت مجوز بگيرد؟!

با اين موسوي مي‌گويد: قصد ما فقط ارائه و حمايت از موسيقي خوب در تالار وحدت است اما از طرف وي صحبت هاي خود نقض مي‌كند؛ چراكه پر كردن سالن نيز يكي از دغدغه‌هاي اين مدير است كه ممكن است گروه‌هاي جوان كه نخبه هم هستند، نتوانند آن را محقق كنند.

يكي ديگر از شبهات اين قانون جديد، كه اين قانون براي كنسرت‌هاي بانوان نيز اعمال مي‌شود؛ به گونه‌اي كه پارسايي، مدير بنياد رودكي كه چندي پيش به يكي از بانوان كه گروه وي حركات موزون هم دارد گفته بود كه وي بايد آثار و حركاتي كه قرار است در تالار وحدت اجرا كند را قبل اجرا ببيند.

اما موسوي، مدير تالار وحدت، با تاييد اين موضوع كه آثار بانوان نيز بايد از اين فيلتر رد شود، خاطرنشان كرد: اين قانون براي همه است و زن و مرد براي ما فرقي ندارد.

 البته صحبت‌هاي اين مدير فرهنگي كاملا درست است اما با توجه به خطوط قرمزهايي كه صداي بانوان دارد، اگر آواز زنان  فعل حرام است بايد  این فعل حرام براي همه باشد و مدير و مردم عادي فرقي ندارد!

گفت و گو با هوشنگ كامكار

 

گفت و گو با هوشنگ كامكار،آهنگساز:

آثارم را با فروش طلاهاي همسرم چاپ كردم!

از هوشنگ كامكار به عنوان مغز متفكر گروه كامكار ياد مي‌شود. پرونده هنري كامكار پر است و براي مثال مي‌توان از آثاري نظير: در گلستانه، بهاران آبیدر، بر تارک سپیده، به یاد حافظ، سماع مجلسیان، سماع ضربی‌ها، باله شهرزاد، پوئم سمفونیک کردی، شباهنگام و ... به‌عنوان بخشي از اين آثار ياد كرد.

كامكار هميشه بي‌پرده و بدون واهمه صحبت مي‌كند. اصالت كردي‌اش در كلام وي آشكار است و به قول امروزي‌ها عادت به پيچاندن ندارد. مي‌گويد اهل جار و جنجال نيستم،با اينكه براي دلم خودم مي‌نويسم اما اگر تاثير آن در جامعه معلوم نباشد؛ مي‌فههم كه اشتباه كرده‌ام.

كنسرت كامكار

مي‌گويد براي آثار موسيقي بايد تبليغ كرد درحاليكه خودش اين موضوع را كمتر جدي گرفته است. مي‌گويد افق ديدش وسيع است و اصلا براي ياد دادن معلوماتش بخيل نيست و درستي اين كلام در رفتارش آشكار است.

كنسرت كامكار در 18 و 19 شهريور ماه سال 89؛ بهانه‌اي شد براي گفتگو با وي.

براي خوانند متن كامل گفت وگو به لينك زير مراجعه كنيد...

خبرگزاري ايلنا

گفت و گو با داريوش پيرنياكان درباره موسيقي زمان مشروطه:

نسبت قانون‌گرايي با موسیقی، آن را مردمي كرد

همواره در هر جنبش و انقلابی‌‌، موسیقی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین هنرها نقش‌آفرینی کرده است. در جریان انقلاب مشروطه نیز پیوند شعر و موسیقی و خلق آثار مردمی تاثیر شگرفی بر حرکت مردم به سوی آزادی‌خواهی داشته است. اما این تاثیر در زمان مشروطه متقابل بوده است زيرا به همان نسبت انقلاب مشروطه در دیدگاه مردم و روشنفکران نسبت به موسیقی تغییراتی ایجاد کرد. در گفت‌وگو با داریوش پیرنیاکان نگاهی به تاثیر متقابل موسیقی و انقلاب مشروطه داشتیم...

داريوش پيرنياكان

 

براي خواندن مصاحبه به لينك زير مراجعه كنيد...

خبرگزاري ايلنا

 

لغو كنسرت حسام سراج

 

دوران شعبان بي مخ ها تكرار مي شود!!!

كنسرت حسام‌الدين سراج درحالي توسط عده‌اي لغو مي‌شود كه به‌گفته برگزاركننده اين كنسرت، همين گروه در كنسرت رضا صادقي؛ مسئول انتظامات بودند.

يك هفته قبل از اجراي حسام‌الدين سراج در كرمانشاه، احسان خواجه‌اميري در آرامش كامل با اجراي موسيقي پاپ در همين شهر به صحنه رفته بود.

اما اين‌بار و درحاليكه انتظار مي‌رفت اجراي سنتي و ايراني حسام‌الدين سراج با استقبال مردم اين شهر مواجه شود، عده‌اي مانع از اجراي برنامه شدند و درنهايت سراج پيش از آنكه موفق شود صداي خود را در سالن طنين‌انداز كند، سالن را ترك كرد.

سراج

پيامدهاي اين اتفاق جدا از ضرر 20 ميليون توماني براي برگزاركننده كنسرت، از خاطره‌هايي تلخ برگزاري كنسرت در دوره‌هايي پرده برمي‌دارد كه در آن اهالي موسيقي نگران ادامه كار هنري خود بودند. اگرچه برگزاري كنسرت در تهران و شهرستان‌ها با محدوديت‌هايي مانند عدم امكان اجراي كنسرت موسيقي براي بيش از سه اجرا در تهران و عدم امكان اجراي برنامه‌اي مشابه در شهرستان‌ها در سالن‌هاي بالاتر از 1000 نفر مواجه است با اين وجود اهالي موسيقي به اجراي برنامه در تهران و شهرستان‌ها هنوز اميدوارند.

براي خواندن ادامه گزارش به لينك زير مراجعه كنيد....

خبرگزاري ايلنا

برگزار کننده گان کنسرت

 

کلاغ پر- کنسرت پر!!

 

تهيه‌كنندگان موسيقي در مواجه با سالن‌هاي خالي از تماشاگر دودمان خود را به باد مي‌دهند و عطاي اجراي كنسرت را به لقايش مي‌بخشند تا شايد با راه‌اندازي يك سوپرماركت، گذران زندگي را براي خود آسانتر كنند.

عکس تزیینی است

 بسياري بر اين اعتقاد دارند؛ زماني كه قيمت بليت‌هاي كنسرت تا 50 هزار تومان هم مي‌رسد، تهيه‌كننده بيشترين نفع اقتصادي را مي‌برد اما وضعيت تهيه‌كننده‌هاي موسيقي به يك تيغ دولبه مي‌ماند. بعضي مواقع استقبال چنان زياد مي‌شود كه بليت‌ها در كوتاه‌ترين زمان ممكن به فروش مي‌رسد و در بعضي مواقع؛ سالن‌ها خالي از تماشاگر است و دودمان تهيه‌كننده موسيقي به باد مي‌رود و در اين شرايط برگزاركنندگان كنسرت عطاي برگزاري كنسرت را به لقايش مي‌بخشند و راه‌اندازي يك سوپرماركت را به راه‌اندازي موسسه برگزاري كنسرت ترجيح مي‌هند!

برای خواندن ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید..

خبرگزاری ایلنا

سمفونی های سفارشی

 

سمفوني‌هاي سفارشي را باد مي‌برد!

بالا گرفتن تب سمفوني‌هاي سفارشي نظرات ضد و نقيض را درميان هنرمندان به دنبال داشته است. صهبايي: برخي پا فراتر از توانایی خود گذاشته و اثر سفارشی مي‌سازند. كامكار: برخي از لغت سمفوني براي بزرگ جلوه دادن اثر خود استفاده مي‌کنند. انتظامي: برخي آثار باید سفارشی ساخته شوند. فرهت: سمفونی امداد غیبی است.

برای خواندن ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید

http://ilna.ir/newstext.aspx?ID=132234

هزینه بالای سالن های موسیقی

 

هزينه‌هاي هاليوودي براي سالن‌هاي ايراني!

اجاره بهاي سالن‌ها براي هر شب اجراي گروه موسيقي بين 7 تا 20 ميليون تومان برآورد مي‌شود.بالا بودن مبلغ اجاره سالن‌ها موجب شده تنها گروه‌هاي مشهور قادر به اجراي صحنه‌اي باشند و مخاطبان موسيقي نيز از 20 تا 50 هزار تومان براي هر بليت بپردازند.

برای خواندن ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید:

لینک خبرگزاری

افزايش آتي قيمت‌ سي‌دي‌هاي موسيقي در بازار

 

موسيقي هم سر سفره گراني نشست

هفت شركت معتبر عرضه محصولات موسيقي از افزايش 1000 توماني قيمت سي‌دي‌هاي خود از تيرماه خبر مي‌دهند. مديران اين موسسات؛ افزايش قيمت‌تمام شده توليد آثار موسيقايي و هزينه‌هاي دستمزد و ضبط اين آثار را مهمترين دليل افزايش قيمت‌هاي خود عنوان كرده‌اند.

افزايش نرخ تورم و حاد شدن وضعيت اقتصادي كشور مدت كوتاهي نيست كه دامنگير حوزه‌هاي فرهنگي هم شده است؛ از بليت 5 تا 20 هزار توماني تئاتر گرفته تا بليت‌هاي 2500 تا 4000 هزار توماني سينما.

وضعيت موسيقي اما به وخامت بيشتري گذاشته است چون: هزينه‌هاي سالن بالاست. بايد هزينه سربار تبليغات و ارگان‌هايي(نيروي انتظامي و اداره اماكن) كه بار تامين امنيت كنسرت‌هاي موسيقي را تامين مي‌كنند نيز به آن افزود. بليت‌كنسرت‌ها گاه به 60 هزار تومان هم مي‌رسد و هم‌اكنون از افزايش بهاي تمام‌شده‌ي سي‌دي‌هاي موسيقي از 4 به 5 هزارتومان(از تيرماه) خبر مي‌رسد.

پرچم‌دارن داعيه افزايش قيمت سي‌دي‌هاي موسيقي، انتشارات آواي‌خورشيد، موسسه گلچين آواي‌شرق، ماهور، هرمس، رهگذر هفت‌اقليم و ني‌داوود به‌همراه آواي باربد هستند كه مدير آن تا اين لحظه از مهلكه افزايش قيمت‌ها كه بيشتر به تيغ دولبه مي‌ماند؛ گريخته است و ترجيح داده با جماعت افزايش‌دهندگان قيمت سي‌دي‌هاي موسيقي همراه نشود تا چه پيش آيد...

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید...

http://ilna.ir/newstext.aspx?ID=129069

اركستر زهي پارسيان

 

بادوام‌ترين اركستر ايراني در خطر ازهم پاشيدگي!

اركستر زهي پارسيان پس از يك دهه فعاليت،‌ براي حضور يك رهبر با دستمزد متوسط 3 تا 9 هزار يوريي(معادل 45 تا 120 ميليون ريال) براي هر اجرا با مشكل مواجه شده است. دست‌اندركاران اين اركستر كه حاضر نيستند از حمايت‌هاي مستقيم دولت برخوردار شوند، برنامه‌هاي آتي اركستر را تا رفع مشكلات مالي آن متوقف كرده‌اند.

عمر بسياري از گروه‌هاي موسيقي در خوشبينانه‌ترين شكل؛ بعداز چند اجرا متوقف مي‌شود اين درحالي است كه شايد يكي از دلايل معروف شدن اركستر زهي پارسيان؛ جدا از اجراهاي منظم و حرفه‌اي گروه، به عمر 10 ساله آن بازمي‌گردد.

ارکستر زهی پارسیان در تمام سال‌های فعالیتش به خوبی نشان داد که نه تنها قابلیت اجرای ژوست(تعبيري از اجراي هماهنگ و يكصداي اركستر است) و باکیفیت قطعات موسیقی کلاسیک غربی را دارد بلکه در کنسرت‌هایی نظیر "نی‌نوا"ی حسین علیزاده و همچنین اجرای آثار زهی آهنگسازان ایرانی و درجريان همکاری با موزیسین‌های برجسته‌ای چون خاچیک بابایان، منوچهر صهبایی، نصیر حیدریان و... توانایی‌اش را در نوآوری و همچنین ذوب نشدن صرف در موسیقی کلاسیک غربی نمایان کرد.

ادامه مطلب روي در لينك زير بخوانيد...

http://ilna.ir/newstext.aspx?ID=126824

 

ارکستر سمفونیک تهران

 

اركستر سمفونيك بر سر دوراهي رهبري

مدیرعامل انجمن موسیقی تهران از انتخاب یک رهبر میهمان بعداز اجرای شهداد روحانی در تهران خبر داد. اين رهبر ازميان سه رهبر ميهمان انتخاب خواهند شد.

بابک رضایی(مدیرعامل انجمن موسیقی) در تازه‌ترين اظهارنظر خود درباره رهبري اركستر سمفونيك به معرفي سه گزينه براي رهبري ميهمان و انتخاب يك رهبر ثابت ازميان آنها اشاره كرده است.

ارکستر سمفونیک تهران

رضايي در گفتگو یی، اعلام كرد: هم اکنون سه گزینه برای انتخاب رهبری میهمان ارکستر سمفونیک تهران مدنظر داریم که از بین آنها تا اواخر هفته آینده؛ یک نفر را به‌عنوان رهبر ثابت معرفی می‌کنیم.

صحبت‌های بابک رضایی برای انتخاب رهبر دائم ازمیان رهبرهای میهمان درحالی مطرح مي‌شود که یکی از دلایل تمدید نشدن قرارداد منوچهر صهبایی و عزل وی از سمت رهبری دائم اركستر سمفونيك به این بازمي‌گشت که قرار بود ارکستر سمفونیک تهران از اين پس با رهبرهای میهمان اداره شود. حتي علی رهبری و شهرداد روحانی که خود هم اکنون سکاندار رهبری میهمان این ارکستر است؛ اعلام كرده بودند:‌در همه جای دنیا رسم بر این است که ارکستر یک رهبر دائم و چند رهبر ميهمان دارد. حال اینکه منوچهر صهبایی طی دو سالی که سمت رهبری ارکستر سمفونیک را عهده‌دار بوده است چرا از رهبر میهمان استفاده نکرده و ترجیح داده خود همه اجراها را رهبری کند؛ جدا از موضوعات مالي و برنامه‌ريزي، دلايل نامشخصي دارد كه شايد بخشي از آن به ضعف ارتباط بین هنرمندان بازمي‌گردد.

با اين وجود رضايي، از اعلام عناوين دو رهبر ميهمان ديگر اين اركستر خودداري كرده و اعلام اين اسامي را به هفته آينده واگذار كرد.

اركستر سمفونيك تهران تا امروز 6 رهبر مختلف به خود ديده است: فريدون ناصري، نادر مشايخي، ايرج صهبايي، علي رهبري و در سال گذشته منوچهر صهبايي. طي اين سال‌ها اين كنسرت هيچ وقت رهبر ثابتي نداشته است.

شهرداد روحاني در جلسه مطبوعاتي كنسرت اخير خود درحاليكه با سوالات بسيار درباره رهبري اركستر سمفونيك و بي‌ثباتي آن مواجه شده‌بود، با ابراز خوشحالي از نگراني خبرنگاران براي اوضاع موسيقي گفته است: خيلي خوشحالم كه شما را اينقدر نگران و مطلع از مسائل موسيقي ايران مي‌بينم.

منوچهر صهبايي، آخرين رهبر اركستر سمفونيك تهران، هم با ابراز نگراني از آينده اين اركستر گفته است: اركسترهاي بزرگ دنيا هم كه قدمت بسيار و ريشه‌هاي عميقي دارند، بدون رهبر مسوول نمي‌توانند به كارشان ادامه دهند درحالي‌كه اركستر سمفونيك تهران؛ اركستري قوي‌اي نيست و پيش از آمدن من هم دائم با بي‌نظمي و بي‌برنامگي مواجه بوده است.

نشست مطبوعاتي محمد رضا لطفي

 

فرهنگ آقايان را درست كنيم يا باورهايمان !

نشست مطبوعاتي كنسرت محمد رضا لطفي همانگونه كه انتظارمي رفت برگزار شد و استاد با سيگاري بر لب سوژه عكاسان شد.

1-مثل هميشه از گران بودن بليت هاي كنسرت گله شد. لطفي مي گويد : اگر ما هيچ اجرايي در سالن نداشته باشيم و مخاطبان بدون شنيدن موسيقي وارد سالن شوند براي هر صندلي بايد 25 هزار تومان هزينه پرداخت كنند كه اين خود بسيار اسف‌بار است.قرار است استاد به مانند تمام فعاليت هايشان در عصر اینترنت و مولتی مدیا براي حل اين مشكل  به شهردادر نامه بنويسند...جالب اینکه همین سالن ها برای مراسم دولتی موظف به تخفیف 70 درصدی است و با این همه شعار خصوصی سازیو تاكيد بر اصل ۴۴ قانون اساسي  برای بخش خصوصی هیچ!

2- همچنين استاد گفته اند بايد براي آزاد سازی صدای بانوان باید فرهنگ سازي شود و گفتند اين موضوع ربطي به شريعت و اسلام ندارد!!!! ... حال این موضوع به چه ربط دارد ما كه منظور ايشان را از فرهنگ سازي نفهميديم ؟!! يعني فرهنگ آقايان را درست كنيم که وقتی صدای زنان را می شوند یک احساس خاص بهشان دست ندهد و احساس عام داشته باشند... يعني اول در خانه بخوانيم و بعد در سالن كنسرت يعني به نسل بي هويت آينده  آموزش دهیم یعنی...

نشست با مدیر انجمن موسیقی

 

مدیر مصلحت یا مدیر حق

دیروز یک نشست صمیمی بود بین بچه های خبرنگار و مدیر انجمن موسیقی ایران که در نوع خود جالب بود و حرفهای دوستان خبرنگار به ویژه خبرنگار روزنامه ایران در نوع خود بی نظیر تر ...

1- ماجرا از آنجایی آغاز شد که بابک رضایی (مدیرانجمن موسیقی)از خبرنگار ایران گله کرد و اینکه چرا روزنامه هر هفته چهار یا سه صفحه را  به هنر سینما و تئاتر اختصاص می دهد و  به موسیقی یک صفحه!!! البته صحبت های رضایی از اساس غلط بود ؛چرا که سیاست مدیران کشور که  مدیر روزنامه ایران نیز یکی از خرده پاهای آن محسوب می شود بر نبود موسیقی است و آن یک صحفه هم برای خالی نبودن عریضه هست نه دلسوزی .... بیچاره خبرنگار که سعی داشت از تمامیت خود و رسانه اش سخن  بگوید و تکرار می کرد که همه روزنامه ایران را دوست دارند و می خوانند...غافل از اینکه در این جامعه ای که مردمش از فقر و نبود دمکراسی رنج می برند رزونامه شرق هم روی دست دکه دار باد می کند چه رسد به ایران....

تزیینی

2- صحبت جالب دیگر اینکه ...یکی از دوستان خبرنگار که اتفاقا هم کم سن وسال به نظر می رسید صحبت های درباره ولایت فقیه و موسیقی و اینکه مدیران باید برای حفظ موسیقی به نزد علما بروند و ... گفت. یاد 10 سال گذشته افتادم و گزارشم درباره ممنوعیت صدای زن در ایران! که قرار بود در روزنامه اعتماد چاپ بشه که نه تنها چاپ نشد بلکه صفحه موسیقی از من گرفته شد و اخراج !!!خوشحال شدم که الانی ها(نسل الان) هم دغدغه دارند ....

3- واینکه آقای رضایی با اینکه هنوز اعتبار موسیقی معلوم نبود و برنامه های معاونت هنری نامعلوم از برنامه های طویلی سخن راند که اگر 30 درصد آنها عملیاتی شود اتفاقی شگرف در حوزه موسیقی اتفاق می افتد ... به امید سالی خوب ...انشاالله خیر است

 

مصاحبه با تهورث پورناظري

گفت‌وگوی با تهمورس پورناظری

خواننده‌سالاری تمام شد

از تهمورس پورناظری به‌عنوان قلب تپنده‌ی گروه شمس‌ یاد می‌شود. از مهم‌ترین فعالیت‌های او می‌توان به اجرای مشترک با ارکستر فیلارمونیک اوکراین، انتشار آلبوم ‌پنهان چو دل‌،استفاده‌ از سازهای فرهنگ دیگر و ... اشاره کرد. او هم‌اکنون ساکن سانفرانسیکو‌ست و فعالیت موسیقیایی خودش را در آن سوی آب‌ها دنبال می‌كند. با این‌حال این آهنگ‌ساز جوان آشکارا نگران موسیقی سرزمین آبا و اجدادیش است‌.

كيخسرو و تهمورث پورناظري

 به هر حال تهمورس پور‌ناظری كنسرت ‌دیارمهر را با پنج اجرا در روزهای 2 تا 4 اردیبهشت‌ماه، با خوانندگی فرشاد جمالی در مركز همایش‌های برج میلاد به روی صحنه می‌برد. پای صحبت تهمورس پورناظری نشسته‌ایم:

اين مصاحبه قرار بود توی روزنامه بهار چاپ بشه كه اجل مهلتش نداد و توقيف شد و الان سر از سايت 1000 آهنگ درآورد؛براي خواندن ادامه مصاحبه به لينك زير مراجعه كنيد: سايت 1000 آهنگ

 

چرا بزرگان موسیقی در ایران کنسرت برگزار نمی کنند؟

 

بزرگان فراموش شده‌ملك پدري و سروران سرزمين اجنبي

وجود خطوط قرمز متعدد، انجام هر فعاليتي در بخش موسيقي را منوط به گذراندن پروسه‌اي طولاني و در بيشتر مواقع نفس‌گير كرده‌است.طاقت‌فرسا بودن روند دريافت مجوز، نبود سالن مناسب، نبود اسپانسر و حمايت‌كننده مالي، نبود تبليغات تصويري به‌دليل همان مشكل هميشگي ممنوعيت نمايش ساز در تلويزيون ايران، بالا بودن هزينه اجاره سالن‌ها كه به سقف 15ميليون تومان در برخي سالن‌ها هم مي‌رسد، نبود حاشيه‌امن اجتماعي و حقوق شهروندي براي يك هنرمند و... ازجمله مشكلاتي است كه هنرمندان عرصه موسيقي طومار آن را رديف مي‌كنند تا دلايل عدم‌تمايل خود براي اجراي صحنه‌اي در داخل كشور و تمايل به سفر به خارج از كشور را بيان كرده باشند.

اما اگر تعدادي از هنرمندان به دلايل اخير، ديگر كشورها را بر سرزمين مادري خود ترجيح مي‌دهند، در مقابل عده‌اي كه هنوز آماج حواشي قرار نگرفته‌اند و البته برخي پيشرفت‌ها را در سايه ممارست و سختكوشي جوانان به دست آورده‌اند، چمدان مي‌بندند و راهي سرزمين مادري مي‌شوند تا ساكنان سرزمين خود را از حظ هنري خود برخوردار كنند اگرچه اين سفرها اغلب عمر چنداني ندارد.

کیهان كلهر كه چند سالي است در ايران كنسرت برگزار نكرده و تنها آلبوم‌هايش منتشر شده، در سال‌هاي اخير كنسرت‌هاي بسياري در سراسر دنيا برگزار كرده است كه بنا به بعضي شنيده‌ها تعداد آنها را تا 50 كنسرت در سال نيز اعلام كرده‌اند. اما آخرين باري كه علاقه‌مندان موسيقي شاهد حضور كلهر در يك كنسرت در ايران بودند، سال۸۴ بود. اما چرا كلهر كه هر 4روز يك كنسرت در دنيا برگزار مي‌كرد و در طول سال، 250 روزش را در مسافرت و اجراي برنامه بود، در زمينه برگزاري كنسرت در ايران كم‌‌كار است؟

برای خواندن ادامه متن به لینک زیر مراجعه شود ....

روزنامه همشهری

جشنواره بین المللی موسیقی فجر

 

جشنواره ای برای هیچ

ربع قرن از جشنواره بین المللی موسیقی فجر گذشت اما کاش نمی گذشت!نه هیاهویی نه خبری و نه حتی نوایی نو که بتوان درباره آن سخن گفت.

1- امسال برای خبرنگاران که هیچ!تره هم خورد نکردند؛این از دو حالت خارج نیست یا تره گران یا خبرنگار ارزان.....

2- امسال سیستم بلیت فروشی جشنواره اینترنتی بود و شاید این بهانه ای بود برای خالی ماندن صندلی ها!

3- امسال بلیت جشنواره گران بود از 5 هزار تومان برای یک کنسرت پژوهشی که در همه نقاط دنیا رایگان است تا بلیت های 40 هزار تومانی!ناگفته معلوم می شود که یک سری انسان های خاص با پولهای خاص یا یکسری فرهنگ زده بی درد با پول های بادآورده تماشاگر این کنسرتها می شوند.برای ما هم که خدا پدر محسن شریفی را بیامرزد...

4- امسال مدیر کل مرکز موسیقی می شود،دبیر جشنواره!تازه تا سه ماه قبل از جشنواره هنوز دبیری برای این فستیوال بزرگ معرفی نشده بود...هرچند اگر فشار اجتماع نبود خبری از برگزاری جشنواره هم نبود چه برسد به دبیر آن...

5- امسال به مانند همه عرصه ها که مسئولان کم می آورند؛جشنواره موسیقی فجر برای جوانها بود وشعار جوانگرایی مد شده بود و خبری از ریش سپیدان نبود....معلوم نیست جوانهای ما قابل شده اند یا جشنواره ناقابل! که این ریش سفیدان حتی با پولهای کلان حاضر به حضور در آن نشدند...

6- امسال خارجیها هم نیامدند و جشنواره پسوند بین المللی را یدک کشید؛به قول یکی از مدیران جشنواره که منظور از کشورخارجی فقط اروپا نیست! شاید از نگاه او فقط افغانستان و پاکستان کشور باشد ...شاید هم موزارت و بتهوون و چایکوفسکی ... و مهد زایش آنها وجود خارجی ندارد......البته خوان مارتین یه روز مانده به جشنواره به صورت ناباورانه آمد...

7- بلاخره اینکه اختتامیه جشنواره هم با سخنرانی و سخنرانی و تواشیح و تواشیح و یه تکنوازی و یه ترانه از مرحوم فرهاد برگزار شد و خلاص.

بازداشت شهرام ناظری،کیهان کلهر و محمد رضا شجریان

 

امنیت بر باد رفته هنرمندان طراز اول موسیقی

بعد از  دستگیری و بازداشت 24 ساعته کیهان کلهر، اکنون نوبت شهرام ناظری است .گویی وی بعد از سفر دوبی  و بازگشت به ایران در فرودگاه امام دستگیر شده است.

 به  احتمال  انتشار ترانه "خس و خاشاک " به ماجرای احضار وی توسط حراست فرودگاه ارتباط مستقیم دارد ؛البته مشابه همین اتقاق در شهریور سال  جاری نیز برای کیهان کلهر به هنگام سفر به فرانسه اتقاق افتاد.

همچنین محمد رضا شجریان در برگشت از سفر آمریکا توسط گروهی به دلیل مصاحبه با صدای آمریکا مورد بازجویی قرار گرفت؛البته احضار و بازداشت این هنرمندان به صورت رسمی تکذیب شده  اما خبر موثق حاکی از این است فشار آوردن  بر  این هنرمندان برای عدم انتشار اخبار و دلایل واقعی، منجر به تکذیب مکرر این اخبار رسمی  شده است.

در باب  رفتن علی رهبری و حضور وی در ارکستر سمفونیک استانبول

 

قدر زر،زرگر شناسد

چند روز پیش خبری مبنی بر شرکت اعضای ارکستر پارسیان در کارگاه 10 روزه علی رهبری که در کشور ترکیه برگزار شد،به روی سایت های منتشر شد.

به یقین یادآوری ماجرای آمدن علی رهبری به ایران در سال 84  و اجرای سمفونی 9 بتهوون روزهای تلخ و شیرین گذشته را برای ما زنده می کند و اینکه چرا مدیران بی تدبیر این دیار قدر نمی شناسند!شاید  هم توقع زیادی است و باید بپذیریم که قدر زر زرگر شناسد و ٰقدر گوهر ٰگوهری......

علی رهبری

 آمدن علی رهبری به ایران در چهار سال گذشته برای علاقه مندان به موسیقی روزهای خوبی را رقم زد اما این روزهای خوب دیری نپایید وعلی رهبری مجبور شد سرزمین مادری خود را ترک کند.

به گفته رهبری، مهمترین مشکل ، حقوق نوازنده هاست. نوازنده با آن حقوق پایین، به طور جدی در کارش حاضر نمی شود. یا نمی آید و یا یک روز پیش از کنسرت می آید. اینها همه به هم ارتباط دارند.

در خاورمیانه، به جز اسراییل، ایران تنها کشوری است که در موسیقی سطحی چنین بالا دارد. در اسراییل هم نوازندگان از کشورهای دیگر آمده اند ولی در ایران، نوازندگان همه ایرانی هستند. ایران از این بابت درجه یک است ولی دارد با نصف قدرت پیش می رود. حیف است. 

اما اکنون علی رهبری چه می کند؟ وی مثل همیشه پرکار است و جالب است همسایه ترک زبان ما قدر الکساندر ما را بهتر از ما می دانند و او را  هشت بار در طور سال  برای تمرین و برگزاری  کارگاه با ارکستر سمفونیک استانبول  دعوت می کنند و جوانان این دیار باید فرسنگ ها راه و هزینه گزاف برای حضور در این کارگاهها طی کنند.اینجا باید گفت وای بر ما....

شاید اینجا  بد نباشد به  ترک ناگهانی ایران در اوج فعالیت رهبری ، در اواخر سال 1356  اشاره کنیم.علی رهبری این قضیه به سیستم، مردم و حکومت مرتبط نمی داند و می گوید :. در آن زمان بر خلاف حالا پول زیادی خرج می شد ولی جنبه نمایشی داشت. مثلاً من در آن زمان برای بچه های هنرستان موسیقی که وضعیت مالی مناسبی نداشتند خوابگاه گرفته بودم. ممکن بود برای یک هنرجو 50 دلار نیاز باشد ولی پنجاه هزار دلار خرج دعوت از یک رهبر یا تکنواز معروف می شد. من مخالف این کار بودم. سه سال هم مبارزه کردم ولی در نهایت متوجه شدم که «یک نفری» فایده ای ندارد.

ارکستر ملی

 

نت ها  سکوت وسیاه ارکستر ملی ایران


شاید اگر یک شرکت تولید کننده ماشین  درکشور ما یک ماه از سال به تولید خودرو نپردازد؛مطبوعات و مسئولان دنیا را زیر و رو می کردند و دنبال چرایی آن می گشتند.اما  در همین مملکت اگریک فعالیت هنری که از سابقه ای بس طولانی  تر برخوردار است به یکباره برای مدت یکسال  تعطیل شود کمتر ذهن دغدغه مندی به دنبال علت آن می گردد.این اتفاق هم اکنون برای ارکسترملی به عنوان بزرگترین ارکستر ایران زمین رخ داده است و این ارکستر 9 ماه در تعطیلی کامل به سر می برد و کمتر کسی به دنبال چند وچون آن گشته است.برای این تعطیلی دلایل مختلف از جمله رکود و تکراری شدن برنامه های ارکستر در مقایسه با خرج هنگفت آن،حوادث پس از انتخابات ،احساس مالکیت و پدرخواندگی رهبر ارکستر،انتقال این ارکستر از انجمن موسیقی به بنیاد رودکی،بیماری فرهاد فخرالدینی و غیره عنوان شده است. اکنون هم اعضای این ارکستر ما از خرداد ماه تا کنون هیچ گونه دستمزدی دریافت نکرده اند و جالب تر اینکه  بعد از 10- 11 سال حضور مستمر در ارکستر ملی هیچ یک از اعضا  هنوز بیمه نشده اند و این موضوع را به صراحت مدیرعامل بنیاد رودکی نیز با صراحت این موضوع را در مصاحبه ای مطبوعاتی بیان کرد.  هر چند به ظاهر کسی از تعطیلی دائم تنها ارکستر ملی حرفی نمی زند و در صورت انعکاس چنین خبری مسئولان در تلاش برای تکذیب آن برمی آیند اما آنچه از شواهد بر می آید به سمت نابودی و بیکار شدن صدها نوانده سوق داده می شود و شاید ترس از جنجال مطبوعاتی خبر منحل شدن این ارکستر را به تعویق انداخته است.البته بعضی از مسئولان هر از گاهی خبر فعالیت دوباره این ارکستر را مطرح می کنند اما هنوز خبری از تمرین ارکستر ملی یا اجرایی تا پایان سال نیست .


                                             
ماجرای آن استعفا و این واگذاری
آن روز هیچ مسئولی پاسخگو نبود و همه راههای ارتبارطی به تلفن  فخرالدینی ختم می شد و او در جوابی کوتاه گفته بود:" دیگر تمایلی به ادامه همکاری با ارکستر ملی و رهبری این مجموعه ندارم  و در حال حاضر ترجیح می دهم سکوت کنم و بهتر است دلایل این امر را از دکتر خبری رئیس مرکز موسیقی وزارت ارشاد پیگیری کنید."
این خبر  در حالی منتشر شد که کنسرت ارکستر ملی نیز که قرار بود در روزهای 28 تا 30 خرداد در تالار وحدت برگزار شود نیز از سوی فرهاد فخرالدینی به تعویق افتاد.انتقال ارکستر موسیقی ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی از دفتر موسیقی ارشاد به بنیاد رودکی بازتاب های متفاوت و گاه متناقضی رادر پی داشت؛آن زمان که خبر کناره گیری فرهاد فخرالدینی دریکی خبرگزاری ها منتشر شد بلافاصله روابط عمومی معاونت هنری ارشاد در جوابیه ای که برای همه رسانه ها ارسال کرد ضمن تکذیب این کناره گیری خبر داد که ارکستر موسیقی ملی از انجمن موسیقی به بنیاد رودکی منتقل شده است ولی این دو کماکان زیر نظر معاونت هنری و تحت حمایت وزارت ارشاد قرار دارند.
در همان جوابیه و خبر،معاونت هنری یکی از دلایل این نقل و انتقال را حجم بالای کاری انجمن موسیقی و برنامه ریزی برای اجرای کنسرت ارکستر ملی در شهرستانها برشمرد؛ یکی دیگر از مواردی که در نامه روابط عمومی دفتر موسیقی وجود داشت درباره دلایل این واگذاری است که یکی از آنها مشغله بالای کاری انجمن موسیقی عنوان شده است که بیشتر به یک شوخی می ماند تا اصل ماجرا. یکی دیگر از این دلایل گسترش فعالیتهای استانی است که این یکی هم کم توجهی و گاف آشکار این دفتر را می رساند؛چرا که انجمن موسیقی در تمامی استانها شعبه دارد و بنیاد رودکی فقط در تهران مستقر است .
متعاقب این موضوع، مدیرعامل انجمن موسیقی عصر همان روز در یک گفتگوی زنده با اظهار بی خبری از کناره گیری استاد فخرالدینی در باره این انتقال و در پاسخ به خبرنگار رادیو گفت که ابتدا قرار بود این ارکستر به انجمن موسیقی منتقل شود ولی بعدا چنین تصمیم گرفتند که به بنیاد  رودکی منتقل شود.
تصمیم یک شبه و راهی پر سنگلاخ
همچنین دکترخبری به عنوان رئیس مرکز موسیقی دریک نشست مطبوعاتی همه اتفاقات رخ داده برای ارکسترملی  را ناشی از یک جریان فرهنگی دانست و معتقد است که این تصمیمات یک شبه رخ نداده است.
به گفته مدیر مرکز موسیقی، واگذاری ارکستر ملی به بنیاد رودکی منجر به گسترش و رشد موسیقی ایران می شود؛ ارکستر ملی نیز در همین راستا دارای پتانسیل ها و ظرفیت های بسیاری است که باید اینها را به خوبی شناسایی و در تهران، شهرستان ها و در خارج از کشور استفاده شود. ما باید این ظرفیت های فرهنگ و هنر خودی را که در ارکستر ملی وجود دارد گسترش دهیم و من امیدوارم این تغییرات نتایج خوبی داشته باشد.
 این مقام مسئول حتی پا را فراتر می گذارد و اذعان می دارد که در صورت موفق بودن واگذاری ارکستر ملی به بنیاد رودکی سایر ارکسترهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد نیز واگذار خواهد شد.
به گفته خبری، ارکستر ملی زیر نظر شورایی که توسط بنیاد رودکی مشخص شده اداره می شود ونقش مرکز موسیقی با توجه به اهداف و سیاست ها، تنها نقش نظارت خواهد بود. خبری همچنین گفت: ما نباید مردم را از تولید آثار بیشتر محروم کنیم به همین منظور می بایست سرمایه گذاری را برای این موضوع بیشتر کنیم. دفتر موسیقی همچنین امیدوار است هنرمندان با حفظ جایگاه هنری خود، در زمینه اقتصادی نیز مسائل خود را بتوانند تامین کنند.

به هر حال علی اصغر امیرنیا به عنوان مدیر عامل بنیاد رودکی و به عبارتی مدیری که قرار بود از این پس نظارت عالی بر فعالیت ارکستر موسیقی ملی داشته باشد سخنان قابل توجه عنوان کرد که مهمترین آن تغییر بنیادی در فرم ارکستر ملی  بود.این مقام مسئول همچنین درباره انتقال ارکستر ملی گفت: طبق اصل 44 که در قانون اساسی دیده شده است و به دلیل عموم و غیر دولتی بودن  بنیاد فرهنگی هنری رودکی ،از سال گذشته تصمیم بر این شد که ارکستر ملی به بنیاد رودکی واگذار شود.
البته بحث خصوصی سازی در نگاه کلی و ساده میتواند منجر به تنوع برنامه شود اما باید مد نظر داشت که این امر با داشتن جیب پر امکان پذیر است و به طور کی ویژگی کار فرهنگی  در جامعه ما این است که درآمد زا نیست. همچنین در هیچ کجای دنیا ارکستر سمفونیک رسمی کشورها خصوصی نیستند و عموما ارکسترهای بزرگ پرطرفدارشان هم دولتی هستند زیرا وقتی ارکستر یک کشور سرود ملی و قطعات آهنگسازان بزرگ کشورشان را درعرصه های بین المللی به خوبی اجرا می کند دولتمردان به غرور ملی و فرهنگ ملتشان می بالند و با صلابت بیشتری در دیپلماسی کشورشان حرکت می کنند . ولی در کشور عزیزمان ایران که همه معتقدیم سرآمد فرهنگ و تمدن در بین دیگر کشورهاست خصوصی سازی ابتدا در بخش فرهنگ و هنر مورد توجه قرار می گیرد و بعد در بنگاههای اقتصادی آن هم در شرایطی که هنوز بنگاههای اقتصادی و سود ده بسیاری در اختیار دولت قرار دارند.

به هر حال مدیر بنیاد رودکی  با تاکید بر این موضوع که بنیاد رودکی هیچ شخصی را به جای فخرالدینی انتخاب نکرده و گزینه اول انتخاب ایشان است اما در صورت عدم همکاری این هنرمند ما به گزینه های دیگر فکر خواهیم کرد؛البته خود  فخرالدینی معتقد است با کهولت سنی که دارد به عنوان رهبر میهمان می تواند حضور داشته باشد اما باید یک رهبر جوان انتخاب شود تا کارها را بر عهده بگیرد.
یکی از دغدغه هایی که از سوی برخی اهالی موسیقی برای انتقال ارکستر ملی از دفتر موسیقی وزارت ارشاد به بنیاد رودکی مطرح می شود به بحث بیمه و سایر حق و حقوق اعضای قدیمی ارکستر باز می گشت؛ به طوری که پیرنیاکان در مصاحبه ای گفته بود که بنیاد رودکی یک بنیاد نیمه دولتی است و اگر ارکستر ملی به این مرکز واگذار شود نوازندگانی که 11 سال در آن به فعالیت پرداخته اند از نظر برخی موارد حقوقی دچار مشکل خواهند شد.
تصمیمات شتابزده و دل آزردگی هنرمندان
این دغدغه در حالی مطرح می شد که مدیر عامل بنیاد رودکی با صراحت تمام اعلام کرد که  اعضای ارکستر ملی بیمه نبودند و به صورت نیروی پروژه ای با این ارکستر همکاری می کردند.وی همچنین اظهار داشت که  شریط  کار نوزاندگان ارکستر ملی به مانند کارکنان وزارت ارشاد نبوده است.این افراد کسانی بودند که چند جا کار می کردند و ارکستر ملی یکی از این جاها بوده است. اعضای ارکستر ملی هفته ای دو روز تمرین می کردند و سالانه 12 اجرا داشتند؛ یعنی 12 روز در سال برنامه اجرا می کردند. 
کیوان ساکت به عنوان نوازنده تار و سولیست ارکستر ملی با تاکید بر این موضوع که حیات و ممات این ارکستر به دلیل پیوند عاطفی فخرالدینی با اعضای گروه بدون حضور این هنرمند ممکن نخواهد بود،خاطرنشان کرد:برخی  از تصمیمات متولیان ارکستر ملی  شتاب زده و با عجله  بوده و آزردگی هنرمندان را منجر شده است. وی با اشاره به صحبت های امیرنیا ،اجرای 12 برنامه در سال را آرمانی و غیرممکن می داند و می گوید: اجرای 12 برنامه مختلف یا بیشترتوسط ارکستر ملی در طول یک سال که احتمالا 160 آهنگ مختلف را باید در بر بگیرد به طورعملی غیر ممکن به نظر می رسد. همان طور که می دانید برگزاری کنسرت در چند ماه از سال که مصادف با ماه های رمضان، محرم، صفر، ایام وفات و سوگواری و یا 15 روز قبل و بعد نوروز می شود امکان ندارد؛ این در حالی است که ارکستر ملی نیز تنها دو بار در هفته تمرین می کند و اگر قرار باشد در مدت زمان باقی مانده سال این حجم از برنامه ها اجرا شود هیچ گروهی با هیچ رهبری تونایی انجام آن را نخواهد داشت.
فاضل جمشیدی نیزبه عنوان خواننده ای که  قبلا با ارکستر ملی به صحنه رفته است نیز شرایط حال حاضر را به نفع ارکستر ملی نمی داند و معتقد است که با واگذاری این اکستر به بنیاد رودکی ،ارکستر ملی دچار مشکلات مالی خواهد.
مشکل اصلی ارکستر موسیقی ملی ایران نداشتن بخش اداری اجرایی قوی برای برنامه ریزی و حل مسائل پیرامونی آن است و اساسا هر ارکستری باید بخش اداری اجرای اش از سه قسمت بازاریابی، تبلیغات و مسئول برنامه ریزی برخوردار باشد تا رهبرارکستر بتواند تنها به مسائل فنی گروهش بپردازد نه اینکه شخصا تمام مشکلات ارکستر را حل کند. متاسفانه چنین ساختاری پیرامون ارکستر ملی وجود ندارد و همین موضوع باعث بروز مشکلاتی شده که در حال حاضر شاهد آن هستیم.
آفرینش و خلاقیت دستوری
در میان همه هنرمندان پیمان سلطانی بسیار شفاف و بدون تعارف اعلام می دارد که  آفرینش و خلاقیت نمی تواند دستوری باشد؛به طور یقین ارکستر ملی با نام فرهاد فخرالدینی اعتبار یافته و اوست که به این ارکستر وجاهت تاریخی داده است. صدای ارکستر ملی صدای او و تمامی نوازندگان و روح ارکستر ملی نیز روح آنان است و در نتیجه فعالیت این ارکستر بدون حضور آقای فخرالدینی نوعی سهل انگاری هنری و فرهنگی است و واگذاری آن بدون توجه به نیازهای ارکستر وایجاد بسترهای مناسب اجحافی است که به نوازندگان و رهبر ارکستر روا داشته می شود.
وی در همین زمینه ادامه می دهد:در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی گروهی به نام ارکستر ملی فعالیت خود را آغاز کرد که در صدر آن آهنگساز و موسیقیدانی قرار گرفت.
رهبر ارکستر ملل آثار و دانش به دست آمده را از ارکستر ملی را نتیجه سالها تلاش و همت تک تک نوازنده گان و رهبر این ارکستر عنوان می کند  و با تاکید بر این نکته که نمی توان با پرداخت هزینه های ارکستر روح و انرژی تک تک افراد این ارکستررا تصاحب کرد ،خاطرنشان می کند: نمی شود یک طرفه تصمیم گرفت که مثلا ارکستر منحل یا واگذار شود؛ چرا که موضوعاتی اینچنین همیشه مالامال از تندی و عتاب خواهد بود و ما باید بگوییم و بدانیم با همه وهنی که برایمان خواهد داشت نباید بگذاریم وفایمان مستور بماند و زیر حجاب گم شود.

رهبر ارکستر ملل در ادامه با اشاره به اینکه دفتر موسیقی به عنوان یک حامی مالی نتوانسته نقش کامل و موفقی برای این ارکستر ایفا کند،می  افزاید: ارگانهای دولتی غالباً چهره ها و گروههای هنری را در چارچوب سیاستهای خود سامان می دهند و تصور می کنند در حوزه  هنر پول و درآمد نمودار موفقیت سازمانی است حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.
پایانی ناخوش برای ارکستر ملی
در پایان این گزارش اگر بخواهیم نگاه کلی به اوضاع و شرایط ارکستر ملی بیندازیم،باید بگویم که ادامه این شرایط و اینکه 9 ماه ارکستر ملی به اجرای موسیقی نپرداخته است نه به صلاح ارکستر نه هنر موسیقی است؛چرا که با این اوضاع رهبری ارکستر مشخص نیست، تمرینات گروهی متوقف شده ونه تنها اعضا و نوازندگان ارکستر بلکه مسئولان و علاقمندان به این ارکستر نیز از آینده آن اطلاعی ندارند در چند صباحی دیگر خبر فروپاشی ارکستر ملی نیز مطرح می شود و تلاش 11 ساله هنرمندان این مرز و بوم به باد فنا می رود. همچنین آیا تصمیم  مسئولانی که می خواهند هزینه های سرسام آور یک ارکستر بزرگ به یک بخش خصوصی یا نیمه دولتی واگذار کنند عاقلانه و منصفانه بوده است؟ مدیر بنیاد رودکی از تغییر شاکله ارکستر ملی گفته اند؛اما آیا خرده فرمایشاهای دولتی می توان به شاکله ای بهتر و مناسب تر از زمان کنونی دست یافت؟گفته اند باید فرهاد فخرالدینی کنار برود اما بد نیست بدانیم یکی از دلایل پیشرفت و دوام این ارکستر داشتن حس مالکیت فخرالدینی بود که ارکستر را با همفکری بعضی از هنرمندان بنام این سرزمین تاسیس و آن را مانند طفلی خرد پا پرورش داد و آن از گزند حوادث روزگار دور کرد تا روزی از دور بشیند و ثمره آن را ببیند نه اینکه هم اکنون شرط بقای ارکستر را در کنار گذاشتن فرد موسس  آن بدانند!
                                                         
منبع:مجله همشهری ماه