جشنواره ای برای هیچ

ربع قرن از جشنواره بین المللی موسیقی فجر گذشت اما کاش نمی گذشت!نه هیاهویی نه خبری و نه حتی نوایی نو که بتوان درباره آن سخن گفت.

1- امسال برای خبرنگاران که هیچ!تره هم خورد نکردند؛این از دو حالت خارج نیست یا تره گران یا خبرنگار ارزان.....

2- امسال سیستم بلیت فروشی جشنواره اینترنتی بود و شاید این بهانه ای بود برای خالی ماندن صندلی ها!

3- امسال بلیت جشنواره گران بود از 5 هزار تومان برای یک کنسرت پژوهشی که در همه نقاط دنیا رایگان است تا بلیت های 40 هزار تومانی!ناگفته معلوم می شود که یک سری انسان های خاص با پولهای خاص یا یکسری فرهنگ زده بی درد با پول های بادآورده تماشاگر این کنسرتها می شوند.برای ما هم که خدا پدر محسن شریفی را بیامرزد...

4- امسال مدیر کل مرکز موسیقی می شود،دبیر جشنواره!تازه تا سه ماه قبل از جشنواره هنوز دبیری برای این فستیوال بزرگ معرفی نشده بود...هرچند اگر فشار اجتماع نبود خبری از برگزاری جشنواره هم نبود چه برسد به دبیر آن...

5- امسال به مانند همه عرصه ها که مسئولان کم می آورند؛جشنواره موسیقی فجر برای جوانها بود وشعار جوانگرایی مد شده بود و خبری از ریش سپیدان نبود....معلوم نیست جوانهای ما قابل شده اند یا جشنواره ناقابل! که این ریش سفیدان حتی با پولهای کلان حاضر به حضور در آن نشدند...

6- امسال خارجیها هم نیامدند و جشنواره پسوند بین المللی را یدک کشید؛به قول یکی از مدیران جشنواره که منظور از کشورخارجی فقط اروپا نیست! شاید از نگاه او فقط افغانستان و پاکستان کشور باشد ...شاید هم موزارت و بتهوون و چایکوفسکی ... و مهد زایش آنها وجود خارجی ندارد......البته خوان مارتین یه روز مانده به جشنواره به صورت ناباورانه آمد...

7- بلاخره اینکه اختتامیه جشنواره هم با سخنرانی و سخنرانی و تواشیح و تواشیح و یه تکنوازی و یه ترانه از مرحوم فرهاد برگزار شد و خلاص.