اركستر ملي مان را به ما برگردانيد! 


بالاخره سكوت 2 ساله اركستر ملي شكست و شب گذشته اين اركستر به رهبري برديا كيارس با اجراي قطعاتي از آهنگسازان ايراني به صحنه رفت.

 اجراي اركستر ملي كه شب گذشته با حضور وزير فرهنگ، دبير جشنواره (حسن رياحي)، علي ترابي (سرپرست دفتر موسيقي) و تني چند از هنرمندان عرصه موسيقي آنچنان كه انتظار داشتيم پيش نرفت و حضور سازهاي ملي در آن كمرنگ بود و با اينكه در بروشور اركستر نام بيش از 16 نوازنده سازهاي ايراني به چشم ميخورد اما در اجراي زنده خبري از حضور آنها نبود.

ز ديگر نكات اركستر اين بود كه اين اجرا بدون حضور شوراي فني به صحنه رفت.بخش اول اين اجرا اختصاص داده شده بود به اجراي 2 اثر مشهور از 2 آهنگساز بزرگ ايراني يعني حسين دهلوي و حسين عليزاده.
    با نگاهي گذرا به كارنامه پربار عليزاده و دهلوي در مييابيم كه 2 اثر بيژن و منيژه (دهلوي) و نينوا (عليزاده) يكي از مشهورترين آثار اين 2 هنرمند به شمار ميآيد و درج اين 2 اثر در رپرتوار اركستر ملي جاي بس خوشحالي و خرسندي داشت اما انگار ماجرا چيز ديگر بود و آن هم به رخ كشيدن توانايي هاي اركستر ملي بود كه كاش براي اجراي اول چنين سنگ بزرگي برداشته نميشد؛ چرا كه اركستر در اجراي اين دو اثر و به ويژه در اجراي نينوا ناتوان بود. دليل آن اينكه اين اثر مانند آثاري نيست كه به فرض مثال اركستر سنفونيك تهران آن را انتخاب كرده و به دليل اينكه مردم تاكنون آنها را نشنيده اند، بتوان آن را با هر سمبل كاري به مردم خوراند.

اثر نينوا از جمله آثاري است كه مردم آن را بارها و بارها از صدا و سيما و در مراسمهاي مختلف شنيده اند و به طبع پس و پيش كردن يك نت از آن كاملاً مشهود است. همچنين اركستر در اجراي اين قطعه در بخش سازهاي بم يعني كنترباس و ويولنسل و همچنين سازهاي بادي (به ويژه سازهاي بادي- چوبي) توانايي هماهنگي با اركستر را نداشت.
    اما الحق و النصاف پاشاه هنجني (نوازنده ني) در اجراي سلوي ني خيلي خوب عمل كرد و اگر بخواهيم انصاف را بيشتر رعايت كنيم مي بينيم كه اجراي اين قطعه (نينوا) توسط اركستر ملي خيلي بهتر از اجراي اركستر فيلارمونيك اكراين كه 2 سال گذشته اين قطعه را به همراه قطعه كليدر از محمدرضا درويشي در تالار وزارت كشور بود.
با نگاهي گذرا به رپرتوار اركستر ملي به اين نكته ميرسيم كه همه قطعات غير از 2 قطعه از شوراي فني اركستر انتخاب شدهاند؛ كه 3 قطعه فقط و فقط از فردين خلعتبري بود كه بيشتر مردم آن را بعنوان آهنگساز فيلم و آهنسگاز موسيقي پاپ مي شناسند؛ همچنين اين روند همان مثلث گذشته كه در فيلم «مدار صفر درجه» بود را تداعي ميكرد كه با حضور محسن رجب پور بعنوان مدير اجرايي اركستر ملي تكميل شد.
  روند انتخاب اين آثار ما را ياد يكي از مهمترين انتقادهايي مي كرد كه در گذشته به فرهاد فخرالديني وارد بود و آن هم اينكه چرا وي اغلب قطعات را از خود انتخاب مي كند كه با نگاهي به رپرتوار اركستر ملي درمي يابيم كه انگار قرار است اين روند در تركيب جديد اركستر ملي تكرار شود؛ يعني رهبر اركستر از شاگردان شوراي فني باشد و قطعات هم از شوراي فني انتخاب شود.
    از ديگر نكات اينكه هرچند مقايسه رهبر جوان و 30 ساله اركستر ملي يعني برديا كيارس با فرهاد فخرالديني اصلاً كار درستي نيست اما براي كساني كه روند لطيف و خودماني رهبري فخرالديني را ديدهاند رهبري برديا كيارس براي اركستر ملي جالب به نظر نمي رسد؛ چرا كه فرم رهبريش بيشتر تداعي كننده رهبري در اركستر سنفونيك است.